cambyses

[ایالات متحده]/ˈkæmbɪsiːs/
[بریتانیا]/kam-ˈbī-ˌsis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پادشاه امپراتوری باستانی ایران (۵۲۹–۵۲۲ قبل از میلاد)؛ کمبوجیه دوم

عبارات و ترکیب‌ها

cambyses' conquest

فتح کمبیسه

cambyses' campaign

کمپین کمبیسه

cambyses' rule

حاکمیت کمبیسه

cambyses' egypt

مصر کمبیسه

cambyses the great

کمبیسه بزرگ

cambyses' legacy

میراث کمبیسه

cambyses' army

ارتش کمبیسه

cambyses' expedition

اکسپدیشن کمبیسه

cambyses' death

مرگ کمبیسه

cambyses' influence

تاثیرگذاری کمبیسه

جملات نمونه

cambyses was known for his military campaigns.

کمبوجیه به خاطر حملات نظامی‌اش شناخته می‌شد.

the reign of cambyses had a significant impact on persia.

حکمرانی کمبوجیه تأثیر قابل توجهی بر ایران داشت.

historians often debate the legacy of cambyses.

تاریخ‌نگاران اغلب درباره میراث کمبوجیه بحث می‌کنند.

cambyses expanded the persian empire significantly.

کمبوجیه قلمرو ایران را به طور قابل توجهی گسترش داد.

cambyses is remembered for his conquests in egypt.

کمبوجیه به خاطر فتوحاتش در مصر به یاد می‌آید.

the story of cambyses is filled with intrigue and betrayal.

داستان کمبوجیه پر از دسیسه و خیانت است.

cambyses faced many challenges during his rule.

کمبوجیه در دوران حکومت خود با چالش‌های زیادی روبرو شد.

many artifacts from the time of cambyses have been discovered.

آثار باستانی بسیاری از زمان کمبوجیه کشف شده‌اند.

the policies of cambyses were often controversial.

سیاست‌های کمبوجیه اغلب بحث‌برانگیز بودند.

cambyses' expedition to ethiopia is a fascinating topic.

سرکشی کمبوجیه به اتیوپی یک موضوع جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید