babylon

[ایالات متحده]/'bæbilən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بابل
شهر لوکس و فاسد
شهر ثروت زیاد
شهر گناه.

عبارات و ترکیب‌ها

babylon revisited

بازگشت به بابل

a modern-day babylon

بابلی مدرن‌روز

lost in babylon

گم شده در بابل

babylonian captivity

آسیری بابل

a babylonian epic

حماسه‌ای بابلی

babylonian cuneiform

خط میخی بابلی

جملات نمونه

babylon was known for its impressive architecture.

بابل به خاطر معماری چشمگیرش شناخته شده بود.

the hanging gardens of babylon are one of the seven wonders.

باغ‌های معلق بابل یکی از هفت سازنده جهان هستند.

many ancient texts mention babylon as a center of learning.

بسیاری از متون باستانی به بابل به عنوان یک مرکز آموزش اشاره می‌کنند.

babylonian culture had a significant impact on mathematics.

فرهنگ بابل تأثیر قابل توجهی بر ریاضیات داشت.

archaeologists discovered ruins of babylon in iraq.

باستان‌شناسان بقایای بابل را در عراق کشف کردند.

the fall of babylon marked the end of an era.

سقوط بابل نشان دهنده پایان یک عصر بود.

babylon's history is filled with myths and legends.

تاریخ بابل پر از اسطوره‌ها و افسانه‌ها است.

trade flourished in ancient babylon due to its strategic location.

تجارت به دلیل موقعیت استراتژیک آن در باستان در بابل رونق داشت.

babylon is often referenced in literature and art.

بابل اغلب در ادبیات و هنر به آن اشاره می‌شود.

visitors can explore the ancient city of babylon today.

بازدیدکنندگان می‌توانند شهر باستانی بابل را امروزه کاوش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید