cameleons

[ایالات متحده]/kəˈmiːlɪənz/
[بریتانیا]/kəˈmiːliənz/

ترجمه

n. جمع cameleon؛ یک روش نوشتاری گونه chameleon؛ جمع cameleon؛ یک نام خانوادگی از منشأ فرانسوی.

عبارات و ترکیب‌ها

cameleons change

خانواده‌های خرگوشی

the cameleons

خانواده‌های خرگوشی

cameleons hide

خانواده‌های خرگوشی

these cameleons

خانواده‌های خرگوشی

cameleons adapt

خانواده‌های خرگوشی

wild cameleons

خانواده‌های خرگوشی

cameleons blend

خانواده‌های خرگوشی

colorful cameleons

خانواده‌های خرگوشی

cameleons rest

خانواده‌های خرگوشی

tiny cameleons

خانواده‌های خرگوشی

جملات نمونه

chameleons are famous for their ability to change color to blend in with their surroundings.

خُمِل‌ها به خاطر توانایی تغییر رنگ خود برای تطبیق با محیط اطراف معروف هستند.

some species of chameleons possess a prehensile tail that helps them grip branches.

برخی گونه‌های خُمِل دمی دارند که به آن‌ها کمک می‌کند تا شاخه‌ها را محکم نگه دارند.

shooting its sticky tongue, the chameleon catches insects with remarkable speed.

خُمِل با پرتاب زبان چسبنده‌اش با سرعت بسیار بالا حشرات را می‌گیرد.

a chameleon’s eyes can move independently, allowing it to look in two directions at once.

چشمان خُمِل می‌توانند به طور مستقل حرکت کنند و این به آن‌ها اجازه می‌دهد در دو جهت به طور هم‌زمان نگاه کنند.

the beautiful panther chameleon is native to the tropical forests of madagascar.

خُمِل پانتر زیبایی است که از جنگل‌های گرمسیری ماداگاسکار می‌باشد.

pet owners often keep chameleons in screen cages to ensure proper ventilation and airflow.

مالکان حیوانات خانگی معمولاً خُمِل‌ها را در قفس‌های شاشی نگه می‌دارند تا اطمینان حاصل شود که تهویه هوا مناسبی وجود دارد.

instead of matching the background, chameleons often change color to express their mood.

به جای تطبیق با پس‌زمینه، خُمِل‌ها اغلب رنگ خود را تغییر می‌دهند تا احساسات خود را نشان دهند.

the tiny pygmy chameleon is one of the smallest reptiles in the world.

خُمِل کودکانه که بسیار کوچک است، یکی از کوچک‌ترین پرندگان دنیا است.

male chameleons usually display bright colors to attract a potential mate during the breeding season.

خُمِل‌های نر معمولاً رنگ‌های روشن را نشان می‌دهند تا در فصل زاد و ولاد یک شریک محتمل را جذب کنند.

in popular culture, the chameleon serves as a metaphor for a person who easily adapts.

در فرهنگ عامه، خُمِل به عنوان یک مجازی برای شخصی که به راحتی سازگار می‌شود، عمل می‌کند.

chameleons prefer to live in trees and bushes, rarely descending to the ground.

خُمِل‌ها بیشتر در درختان و گیاهان زندگی می‌کنند و به ندرت به زمین پایین می‌آیند.

uvb lighting is essential for captive chameleons to synthesize vitamin d3 properly.

نور UVB برای خُمِل‌های دست‌پرور برای سنتز ویتامین D3 به درستی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید