tail

[ایالات متحده]/teɪl/
[بریتانیا]/tel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت عقبی یک حیوان، به ویژه هنگامی که از سایر قسمت‌های بدن فراتر رفته باشد؛ یک پیرو
vt. دنبال کردن یا در پشت بودن

عبارات و ترکیب‌ها

long tail

دم بلند

tail wagging

دم تکان دادن

hang down tail

دم آویزان

tail end

سر دم

rat tail

دم موش

tail gas

گاز خروجی

the long tail

دم بلند

on one's tail

در تعقیب

short tail

دم کوتاه

tail water

آب دم

fish tail

دم ماهی

tail fin

باله دم

tail rotor

روتوی دم

tail off

کاهش تدریجی

vertical tail

دم عمودی

tail pipe

لوله اگزوز

prehensile tail

دم پوشیده

tail light

چراغ عقب

tail shaft

میل دم

tail lamp

چراغ دم

go into tails

به دم رفتن

tail length

طول دم

pig tail

دم خوک

turn tail

فرار کردن

جملات نمونه

the tail of a shirt.

دم پیراهن

the tail of a kite.

دم هواپیما

the tail of a journey.

دم سفر

the tail assembly of the aircraft.

مونتاژ دم هواپیما

a tail-off in customers.

کاهش مشتریان.

The dog's tail wagged.

دم سگ تکان خورد.

the prehensile tail of a monkey

دم گرفتن یک میمون

the flat tail is bilobate.

دم صاف دو لوبه است.

the land was held in tail general.

زمین در دست دم ژنرال بود.

a tail-heavy cargo plane.

یک هواپیمای باربری با دم سنگین

they were to hit the tail of the column in flank.

آنها قرار بود دم ستون را در جناحین مورد اصابت قرار دهند.

the finch's tail flicks up and down.

دم چشمک فیشک بالا و پایین می رود.

a catering truck at the tail of the convoy.

یک کامیون پذیرایی در انتهای کاروان.

the forecast says we're in for the tail of a hurricane.

پیش‌بینی می‌گوید ما در آستانه دم یک گردباد هستیم.

نمونه‌های واقعی

Had the internet both barking and wagging its tail.

اینترنت هم پارس می‌کرد و هم دم خود را تکان می‌داد.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

Dante panted happily and wagged his tail.

دانته با خوشحالی نفس نفس می‌زد و دم خود را تکان می‌داد.

منبع: Coco

We want that tail on the scale.

ما می‌خواهیم آن دم را روی ترازو بگذاریم.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

Wow! Her tail is all curled up.

واو! دم او کاملاً حلقه زده است.

منبع: Blue little koala

If you said, Beaver, put your tails up.

اگر گفتی، بیور، دمان خود را بالا ببر.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

The temperatures heading down. - Freezing my tail off.

دمای هوا در حال کاهش است. - دارم از سرما می‌لرزم.

منبع: Fastrack IELTS Listening High Score Secrets

If you pull his tail, he will bite you.

اگر دم او را بکشی، گازت خواهد گرفت.

منبع: Lai Shih-Hsiung's Beginner American English (Volume 2)

This is the tail from said lobster, in half.

این دم خرچنگ مذکور است، نصف شده.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Shall I blame my tail just like a fiddle?

آیا باید تقصیر دَمم را مانند ویولن سرزنش کنم؟

منبع: L1 Little Bear's Adventures

Though, her wagging tail wasn't frozen.

با این حال، دم تکان‌دهنده او یخ‌زده نبود.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید