cameras

[ایالات متحده]/ˈkæm(ə)rəz/
[بریتانیا]/ˈkæmərəz/

ترجمه

n. شکل جمع دوربین

عبارات و ترکیب‌ها

security cameras

دوربین‌های امنیتی

web cameras

دوربین‌های تحت وب

digital cameras

دوربین‌های دیجیتال

cell phone cameras

دوربین‌های تلفن همراه

security camera

دوربین امنیتی

checking cameras

بررسی دوربین‌ها

using cameras

استفاده از دوربین‌ها

watching cameras

تماشای دوربین‌ها

hidden cameras

دوربین‌های مخفی

new cameras

دوربین‌های جدید

جملات نمونه

we brought several cameras to capture the beautiful scenery.

ما چندین دوربین برای ثبت مناظر زیبای اطراف به همراه داشتیم.

the security cameras recorded the entire incident.

دوربین‌های امنیتی تمام حادثه را ضبط کردند.

he's passionate about vintage cameras and photography.

او علاقه زیادی به دوربین‌های قدیمی و عکاسی دارد.

the wildlife cameras helped us observe the animals in their natural habitat.

دوربین‌های تله‌ای به ما کمک کردند تا حیوانات را در زیستگاه طبیعی خود مشاهده کنیم.

the store uses security cameras to deter shoplifters.

فروشگاه از دوربین‌های امنیتی برای بازدارندگی دزدان استفاده می‌کند.

she adjusted the settings on her new cameras.

او تنظیمات دوربین‌های جدید خود را تنظیم کرد.

the cameras on drones are becoming increasingly sophisticated.

دوربین‌های روی پهپادها به طور فزاینده‌ای پیشرفته می‌شوند.

he checked the cameras' batteries before heading out.

او قبل از بیرون رفتن باتری‌های دوربین‌ها را بررسی کرد.

the cameras captured stunning images of the sunset.

دوربین‌ها تصاویر خیره‌کننده غروب خورشید را ثبت کردند.

we need to repair the damaged cameras.

ما باید دوربین‌های آسیب‌دیده را تعمیر کنیم.

the cameras' resolution was surprisingly high.

وضوح دوربین‌ها به طور غیرمنتظره‌ای بالا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید