candying

[ایالات متحده]/ˈkændɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkændiŋ/

ترجمه

vپوشاندن یا طعم‌دار کردن با شکر؛ بلوری شدن به شکر
ncندی؛ آب‌نبات سنگی؛ شیرینی‌ها
adjمد روز (پوشاک)؛ بسیار شیرین

عبارات و ترکیب‌ها

candying fruit

آب‌نباتی کردن میوه

candying nuts

آب‌نباتی کردن آجیل

candying vegetables

آب‌نباتی کردن سبزیجات

candying herbs

آب‌نباتی کردن گیاهان دارویی

candying spices

آب‌نباتی کردن ادویه‌ها

candying flowers

آب‌نباتی کردن گل‌ها

candying citrus

آب‌نباتی کردن مرکبات

candying peel

آب‌نباتی کردن پوست

candying ginger

آب‌نباتی کردن زنجبیل

candying chilies

آب‌نباتی کردن فلفل‌ها

جملات نمونه

she enjoys candying fruits for the summer party.

او از آب کردن میوه‌ها برای مهمانی تابستانی لذت می‌برد.

candying vegetables can enhance their flavor.

آب کردن سبزیجات می‌تواند طعم آن‌ها را افزایش دهد.

he learned the art of candying from his grandmother.

او هنر آب کردن را از مادربزرگش یاد گرفت.

candying ginger is a popular method of preservation.

آب کردن زنجبیل یک روش محبوب نگهداری است.

they are candying citrus peels for a special dessert.

آنها پوست مرکبات را برای یک دسر خاص آب می‌کنند.

candying can be a fun activity for kids.

آب کردن می‌تواند یک فعالیت سرگرم‌کننده برای کودکان باشد.

after candying, the fruits become a delicious snack.

پس از آب کردن، میوه‌ها به یک میان‌وعده خوشمزه تبدیل می‌شوند.

candying is a traditional technique in many cultures.

آب کردن یک تکنیک سنتی در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

she loves candying her own cherries every summer.

او عاشق آب کردن گیلاس‌های خودش در هر تابستان است.

they experimented with candying various herbs.

آنها با آب کردن انواع گیاهان آزمایش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید