canes

[ایالات متحده]/keɪnz/
[بریتانیا]/keɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساقه‌های برخی گیاهان، مانند بامبو یا نیشکر؛ میله‌های بامبو که برای ساخت مبلمان و غیره استفاده می‌شوند؛ چوب‌های پیاده‌روی؛ چوب‌های جادو؛ شاخه‌ها.
v. با شاخه‌ها بافتن؛ با چوب ضربه زدن.

عبارات و ترکیب‌ها

walking canes

صوله‌های پیاده‌روی

cane sugar

شکر هندی

cane chairs

صندلی‌های با دسته

cane fields

مزارع نیشکر

cane basket

سبد حصیری

cane stalks

ساقه نیشکر

cane patterns

الگوهای حصیری

cane furniture

مبلمان حصیری

cane craft

هنر و صنعت حصیری

cane juice

آب نیشکر

جملات نمونه

she uses canes to help her walk.

او از عصا برای کمک به راه رفتنش استفاده می‌کند.

canes are often used by elderly people.

عصاها اغلب توسط افراد مسن استفاده می‌شوند.

he collects decorative canes as a hobby.

او جمع‌آوری عصاهای تزئینی را به عنوان یک سرگرمی انجام می‌دهد.

canes can provide stability and support.

عصاها می‌توانند ثبات و حمایت ایجاد کنند.

she chose a stylish cane for her daily use.

او یک عصای شیک برای استفاده روزانه خود انتخاب کرد.

canes can be made from various materials.

عصاها می‌توانند از مواد مختلف ساخته شوند.

he forgot his canes at home.

او عصاهای خود را در خانه جا گذاشت.

many people rely on canes for mobility.

بسیاری از مردم برای تحرک به عصا متکی هستند.

canes can help prevent falls.

عصاها می‌توانند به جلوگیری از سقوط کمک کنند.

she customized her canes with unique designs.

او عصاهای خود را با طرح‌های منحصر به فرد سفارشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید