fishing rods
صید ماهی
rods and reels
میله و چرخ
iron rods
میلههای آهنی
riding rods
میلههای سواری
rods bent
میلههای خمیده
steel rods
میلههای فولادی
rods used
میلههای استفاده شده
holding rods
نگه داشتن میلهها
rods installed
نصب میلهها
carbon rods
میلههای کربنی
the fishing rods were neatly stored in the garage.
چوبهای ماهیگیری به طور مرتب در گاراژ نگهداری شده بودند.
he used metal rods to reinforce the structure.
او از میلههای فلزی برای تقویت سازه استفاده کرد.
the baker used wooden rods to support the bread dough.
آشپز از میلههای چوبی برای حمایت از خمیر نان استفاده کرد.
they measured the length of the rods with a tape measure.
آنها طول میلهها را با متر اندازه گیری کردند.
the child loved playing with glow-in-the-dark rods.
بچه عاشق بازی با میلههای نورافکن بود.
the antenna rods amplified the radio signal.
آنتنها سیگنال رادیویی را تقویت کردند.
the dancer used balance rods to improve her skills.
رقاص از میلههای تعادل برای بهبود مهارتهای خود استفاده کرد.
he carefully aligned the rods in the fence.
او با دقت میلهها را در حصار تراز کرد.
the scientist studied the properties of magnetic rods.
دانشمند خواص میلههای مغناطیسی را مطالعه کرد.
they cut the rods to the required length.
آنها میلهها را به طول مورد نیاز برش دادند.
the ice fishing rods were frozen solid.
چوبهای ماهیگیری یخی کاملاً یخ زده بودند.
he bought new carbon fiber rods for fly fishing.
او چوبهای ماهیگیری کربن جدید برای ماهیگیری با مکرره خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید