rods

[ایالات متحده]/[rɒdz]/
[بریتانیا]/[rɒdz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه بلند، باریک، مستقیم از فلز، چوب یا ماده دیگر؛ (جمع) وسیله‌ای برای راندن قایق یا کشتی با فشار دادن به آب؛ (جمع) واحد طول برابر با پنج و نیم فوت؛ (جمع) بیضه
v. به راندن قایق یا کشتی با چوبچه

عبارات و ترکیب‌ها

fishing rods

صید ماهی

rods and reels

میله و چرخ

iron rods

میله‌های آهنی

riding rods

میله‌های سواری

rods bent

میله‌های خمیده

steel rods

میله‌های فولادی

rods used

میله‌های استفاده شده

holding rods

نگه داشتن میله‌ها

rods installed

نصب میله‌ها

carbon rods

میله‌های کربنی

جملات نمونه

the fishing rods were neatly stored in the garage.

چوب‌های ماهیگیری به طور مرتب در گاراژ نگهداری شده بودند.

he used metal rods to reinforce the structure.

او از میله‌های فلزی برای تقویت سازه استفاده کرد.

the baker used wooden rods to support the bread dough.

آشپز از میله‌های چوبی برای حمایت از خمیر نان استفاده کرد.

they measured the length of the rods with a tape measure.

آنها طول میله‌ها را با متر اندازه گیری کردند.

the child loved playing with glow-in-the-dark rods.

بچه عاشق بازی با میله‌های نورافکن بود.

the antenna rods amplified the radio signal.

آنتن‌ها سیگنال رادیویی را تقویت کردند.

the dancer used balance rods to improve her skills.

رقاص از میله‌های تعادل برای بهبود مهارت‌های خود استفاده کرد.

he carefully aligned the rods in the fence.

او با دقت میله‌ها را در حصار تراز کرد.

the scientist studied the properties of magnetic rods.

دانشمند خواص میله‌های مغناطیسی را مطالعه کرد.

they cut the rods to the required length.

آنها میله‌ها را به طول مورد نیاز برش دادند.

the ice fishing rods were frozen solid.

چوب‌های ماهیگیری یخی کاملاً یخ زده بودند.

he bought new carbon fiber rods for fly fishing.

او چوب‌های ماهیگیری کربن جدید برای ماهیگیری با مکرره خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید