cappadocian

[ایالات متحده]/ˌkæpəˈdəʊʃən/
[بریتانیا]/ˌkæpəˈdoʊʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کپادوچیا یا ساکنین آن
n. ساکن یا میهنی کپادوچیا
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

cappadocian empire

امپراتوری کاپادوکیه

cappadocian fathers

پدران کاپادوکیه

cappadocian christians

خристیان‌های کاپادوکیه

ancient cappadocians

کاپادوکی‌های باستانی

cappadocian monks

راهبه‌های کاپادوکیه

cappadocian caves

غارهای کاپادوکیه

cappadocian culture

فرهنگ کاپادوکیه

cappadocian kings

پادشاهان کاپادوکیه

cappadocian landscape

پهنه‌ای کاپادوکیه

cappadocian history

تاریخ کاپادوکیه

جملات نمونه

english sentence

Persian_translation

the cappadocian landscape features remarkable fairy chimneys formed by volcanic activity.

منظره کاپادوکیا با دودلی‌های عجیب و غریبی که از فعالیت‌های آتشفشانی به وجود آمده‌اند، مشهور است.

visitors explore ancient cappadocian churches carved into soft rock.

بازدیدکنندگان کلیسا‌های باستانی کاپادوکیا را که در سنگ‌های نرم حفر شده‌اند، کاوش می‌کنند.

cappadocian cave dwellings offer a unique glimpse into historical living conditions.

محل‌های سکونت در کاپادوکیا که در آب و گوشت حفر شده‌اند، نگاهی منحصر به فرد به شرایط زندگی تاریخی ارائه می‌دهند.

hot air balloons provide stunning views over the cappadocian valleys at sunrise.

بالون‌های هواگرم در زمان طلوع خورشید نمایش‌های زیبایی از دشت‌های کاپادوکیا ارائه می‌دهند.

the cappadocian region is famous for its underground cities and tunnel networks.

منطقه کاپادوکیا به دلیل شهرهای زیرزمینی و شبکه‌های تونل‌هایش مشهور است.

cappadocian monasteries once housed monks seeking solitude and spiritual contemplation.

مناسترها در کاپادوکیا یک زمان به مонаهایی که به تنهایی و تفکر معنوی می‌گریستند، پناهگاهی بود.

the unique cappadocian terrain was shaped by millions of years of erosion.

زمین‌شناسی منحصر به فرد کاپادوکیا توسط فرسیون میلیون‌ها سال شکل گرفته است.

cappadocian rock formations create a surreal lunar-like environment for tourists.

پدیده‌های سنگی در کاپادوکیا محیطی غیر واقعی شبیه به ماه را برای گردشگران ایجاد می‌کنند.

archaeologists continue to discover well-preserved artifacts in cappadocian archaeological sites.

ارشادی‌ها به طور مداوم اشیاء با حفظ خوب را در مکان‌های باستان‌شناسی کاپادوکیا کشف می‌کنند.

the cappadocian people have adapted their agriculture to the volcanic soil of the region.

مردم کاپادوکیا کشاورزی خود را به خاک‌های آتشفشانی منطقه سازگار کرده‌اند.

cappadocian fairy chimneys served as natural shelters for early christian communities.

دودلی‌های کاپادوکیا به عنوان پناهگاه‌های طبیعی برای جوامع مسیحی اولیه خدمت کردند.

traditional cappadocian cuisine reflects the agricultural bounty of the region's fertile valleys.

غذای سنتی کاپادوکیا ثروت کشاورزی دشت‌های خصیف منطقه را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید