inflatable balloon
بادکنک قابل انعطاف
helium balloon
بادکنک هلیومی
colorful balloon
بادکنک رنگارنگ
birthday balloon
بادکنک تولد
floating balloon
بادکنک شناور
air balloon
بادکنک هوایی
hot-air balloon
بادکنک گرمهوایی
weather balloon
بادکنک هواشناسی
balloon angioplasty
آنژیوپلاستی بالونی
balloon pump
پمپ بادکنک
balloon borne
بادکنکسوار
balloon flower
گل بادکنکی
balloon catheter
کاتتر بادکنکی
The balloon was distended.
بادکنک متغیر بود.
The child burst the balloon with a pin.
کودک بادکنک را با یک سنجاق سر خاراند.
The balloon has blown.
بادکنک منفجر شده است.
the first balloon ascent was in 1783.
اولین صعود بالن در سال 1783 رخ داد.
the ball ballooned into the air.
توپ به هوا پرتاب شد.
he burst the balloon in my face.
او بادکنک را در صورتم خاراند.
balloon rhymes with moon.
بادکنک با ماه هم قافیه است.
Balloons suspend easily in the air.
بادکنک ها به راحتی در هوا معلق می شوند.
A balloon suddenly went bang.
ناگهان یک بادکنک منفجر شد.
how to make a balloon inflater!
چگونه یک دستگاه بادکنک ساز بسازیم!
a buoyant balloon; buoyant spirits.
بادکنک شناور؛ روحیه های سرزنده.
The balloon deflated slowly.
بادکنک به آرامی خالی شد.
He popped the balloon with a pin.
او بادکنک را با یک سنجاق سر خاراند.
Balloon Lumpfish attach themselves to balloons at the Epson Shinagawa Aqua Stadium in Tokyo.
ماهیهای بالونی به بادیها در ورزشگاه آکوآ شینگاوا اپسون در توکیو متصل میشوند.
he ballooned the penalty over the bar.
او پنالتی را از روی خط دروازه به بیرون پرتاب کرد.
he is famous for ballooning across oceans.
او به خاطر عبور از اقیانوس ها با بادکنک مشهور است.
You're really good at blowing up balloons, Duggee.
شما واقعاً در باد کردن بالنها خیلی خوب هستید، داگی.
منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)You have reason to believe they're not balloons?
شما دلیل باور اینکه آنها بادکنک نیستند را دارید؟
منبع: Grey's Anatomy Season 2The bladder itself is like a balloon.
خود مثانه مانند یک بادکنک است.
منبع: Osmosis - Anatomy and PhysiologyHey, geez, you guys bring enough balloons?
هی، خدای من، شما مردها بادکنک کافی آوردید؟
منبع: Our Day This Season 1Compare it to a hot air balloon.
آن را با یک بالن هوای گرم مقایسه کنید.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American August 2022 CompilationYou blow up a balloon this way.
شما اینطوری یک بادکنک را باد میکنید.
منبع: A Charlie Brown New Year SpecialI can't even blow up a balloon without getting dizzy.
من حتی نمیتوانم یک بادکنک را باد کنم بدون اینکه سرگیجه بگیرم.
منبع: The Little House on Mango StreetEach of the kids was given a balloon.
به هر کودک یک بادکنک داده شد.
منبع: Emma's delicious EnglishOK. Let's go by hot air balloon.
باشه. بیایید با بالن هوای گرم برویم.
منبع: Wow EnglishMichelle is getting ready to launch a weather balloon.
میشل در حال آمادهسازی برای پرتاب بالن هواشناسی است.
منبع: Environment and Scienceلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید