caprine

[ایالات متحده]/ˈkæpriːn/
[بریتانیا]/kap-reen/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های بزها
n. یک بز

عبارات و ترکیب‌ها

caprine animals

گوسفندان

caprine milk

شیر بز

caprine species

گونه‌های بز

caprine meat

گوشت بز

caprine genetics

ژنتیک بز

caprine behavior

رفتار بز

caprine farming

پرورش بز

caprine feed

خوراک بز

caprine health

سلامت بز

caprine breeding

تکثیر بز

جملات نمونه

caprine animals are often raised for their milk.

گوسفندان کوهی اغلب برای شیر آنها پرورش داده می شوند.

the caprine population has increased in recent years.

جمعیت بز کوهی در سال های اخیر افزایش یافته است.

caprine species are known for their agility.

گونه های بز کوهی به دلیل چابکی معروف هستند.

farmers often choose caprine breeds for sustainable farming.

کشاورزان اغلب برای کشاورزی پایدار، نژادهای بز کوهی را انتخاب می کنند.

caprine meat is considered a delicacy in many cultures.

گوشت بز کوهی در بسیاری از فرهنگ ها به عنوان غذای خاصی در نظر گرفته می شود.

caprine animals require specific dietary needs.

حیوانات بز کوهی نیازهای غذایی خاصی دارند.

caprine farming can be a profitable venture.

پرورش بز کوهی می تواند یک فرصت سودآور باشد.

many people enjoy caprine cheese for its unique flavor.

بسیاری از مردم از پنیر بز کوهی به دلیل طعم منحصر به فرد آن لذت می برند.

caprine behavior can vary between different breeds.

رفتار بز کوهی می تواند بین نژادهای مختلف متفاوت باشد.

caprine animals are often used in educational programs.

حیوانات بز کوهی اغلب در برنامه های آموزشی استفاده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید