ruminant

[ایالات متحده]/ˈruːmɪnənt/
[بریتانیا]/ˈruːmɪnənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متفکر
n. حیوان نشخوارکننده

جملات نمونه

The cow is a ruminant.

گاو یک شکم‌افزار است.

a ruminant protein ban.

یک ممنوعیت پروتئین نشخوارگر.

the second compartment of the stomach of a ruminant

محفظه دوم معده حیوانات علف‌خوار

Dried Ruminant Waste may contain up to 35% sawdust and Undried Processed Animal Waste may contain up to 40% sawdust.

ضایعات حاصل از هضم حیوانات تک‌معده‌ای ممکن است تا 35% خاک اره و ضایعات جانوری فرآوری نشده تا 40% خاک اره داشته باشند.

Cows are a type of ruminant animal.

گاوها نوعی حیوان تک‌معده‌ای هستند.

Deer and sheep are also examples of ruminants.

گوزن و گوسفند نیز نمونه‌هایی از حیوانات تک‌معده‌ای هستند.

Ruminant animals have a four-chambered stomach.

حیوانات تک‌معده‌ای دارای معده چهار حجره‌ای هستند.

Goats are known for being ruminant animals.

بزها به عنوان حیوان تک‌معده‌ای شناخته می‌شوند.

The digestive system of ruminants is complex.

سیستم گوارش حیوانات تک‌معده‌ای پیچیده است.

Ruminant animals chew cud as part of their digestive process.

حیوانات تک‌معده‌ای به عنوان بخشی از فرآیند گوارش خود، علف خرد شده را می‌جوند.

Ruminant species play a key role in many ecosystems.

گونه‌های حیوانات تک‌معده‌ای نقش کلیدی در بسیاری از اکوسیستم‌ها ایفا می‌کنند.

Ruminants are important for nutrient cycling in the environment.

حیوانات تک‌معده‌ای برای چرخه‌ مواد مغذی در محیط زیست مهم هستند.

Ruminants have a unique ability to digest cellulose.

حیوانات تک‌معده‌ای توانایی منحصر به فردی در هضم سلولز دارند.

Ruminant livestock such as cattle are raised for meat and dairy products.

دام‌های تک‌معده‌ای مانند گاو برای گوشت و محصولات لبنی پرورش داده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید