carabids

[ایالات متحده]/ˈkærəbɪd/
[بریتانیا]/kar-ə-bid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سوسک متعلق به خانواده Carabidae.

عبارات و ترکیب‌ها

carabid beetle

خرطوم‌باله

carabid species

گونه‌های خرطوم‌باله

carabid diversity

تنوع خرطوم‌باله‌ها

carabid habitat

زیستگاه خرطوم‌باله

carabid population

جمعیت خرطوم‌باله

carabid ecology

اکولوژی خرطوم‌باله

carabid behavior

رفتار خرطوم‌باله

carabid morphology

ریخت‌شناسی خرطوم‌باله

carabid distribution

توزیع خرطوم‌باله

carabid research

تحقیقات خرطوم‌باله

جملات نمونه

carabid beetles are important for controlling pest populations.

خرک‌ها برای کنترل جمعیت آفات مهم هستند.

scientists study carabid diversity in various ecosystems.

دانشمندان تنوع خرک‌ها را در اکوسیستم‌های مختلف مطالعه می‌کنند.

carabid larvae are known for their predatory behavior.

لاروهای خرک به دلیل رفتار شکارچیانه خود شناخته شده اند.

many carabid species are used as bioindicators of soil health.

بسیاری از گونه‌های خرک به عنوان شاخص‌های زیستی سلامت خاک استفاده می‌شوند.

researchers discovered a new carabid species in the rainforest.

محققان یک گونه جدید خرک را در جنگل بارانی کشف کردند.

carabid beetles can be found in a variety of habitats.

خرک‌ها را می‌توان در انواع زیستگاه‌ها یافت.

some carabid species exhibit remarkable color variations.

برخی از گونه‌های خرک تنوع رنگ‌های چشمگیری از خود نشان می‌دهند.

carabid beetles are often collected for ecological studies.

خرک‌ها اغلب برای مطالعات اکولوژیکی جمع‌آوری می‌شوند.

understanding carabid behavior can help improve pest management.

درک رفتار خرک‌ها می‌تواند به بهبود مدیریت آفات کمک کند.

carabid beetles play a crucial role in soil aeration.

خرک‌ها نقش مهمی در هوادهی خاک ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید