| جمع | carabineers |
carabineer duty
وظیفه گروهبان
carabineer training
آموزش گروهبان
carabineer unit
واحد گروهبان
carabineer officer
سرهنگ گروهبان
carabineer patrol
گشتزنی گروهبان
carabineer squad
گروه گروهبان
carabineer operation
عملیات گروهبان
carabineer support
حمایت گروهبان
carabineer mission
ماموریت گروهبان
carabineer equipment
تجهیزات گروهبان
the carabineer helped secure the area during the event.
سرباز سواره نظام به تأمین امنیت منطقه در طول رویداد کمک کرد.
she was excited to meet the carabineer at the festival.
او برای ملاقات با سرباز سواره نظام در جشنواره هیجانزده بود.
the carabineer demonstrated how to use the equipment safely.
سرباز سواره نظام نحوه استفاده ایمن از تجهیزات را نشان داد.
he joined the carabineer unit for the adventure.
او برای ماجراجویی به واحد سرباز سواره نظام پیوست.
the carabineer was praised for his bravery.
سرباز سواره نظام به خاطر شجاعت خود مورد تحسین قرار گرفت.
during the hike, the carabineer led the group through the trails.
در طول پیادهروی، سرباز سواره نظام گروه را در مسیرها هدایت کرد.
the carabineer checked the safety gear before the climb.
سرباز سواره نظام قبل از صعود تجهیزات ایمنی را بررسی کرد.
many tourists were fascinated by the carabineer's skills.
بسیاری از گردشگران از مهارتهای سرباز سواره نظام شگفتزده شدند.
the carabineer provided assistance during the rescue operation.
سرباز سواره نظام در طول عملیات نجات کمک کرد.
with the carabineer on their side, they felt safer.
با وجود سرباز سواره نظام در کنارشان، احساس امنیت بیشتری کردند.
carabineer duty
وظیفه گروهبان
carabineer training
آموزش گروهبان
carabineer unit
واحد گروهبان
carabineer officer
سرهنگ گروهبان
carabineer patrol
گشتزنی گروهبان
carabineer squad
گروه گروهبان
carabineer operation
عملیات گروهبان
carabineer support
حمایت گروهبان
carabineer mission
ماموریت گروهبان
carabineer equipment
تجهیزات گروهبان
the carabineer helped secure the area during the event.
سرباز سواره نظام به تأمین امنیت منطقه در طول رویداد کمک کرد.
she was excited to meet the carabineer at the festival.
او برای ملاقات با سرباز سواره نظام در جشنواره هیجانزده بود.
the carabineer demonstrated how to use the equipment safely.
سرباز سواره نظام نحوه استفاده ایمن از تجهیزات را نشان داد.
he joined the carabineer unit for the adventure.
او برای ماجراجویی به واحد سرباز سواره نظام پیوست.
the carabineer was praised for his bravery.
سرباز سواره نظام به خاطر شجاعت خود مورد تحسین قرار گرفت.
during the hike, the carabineer led the group through the trails.
در طول پیادهروی، سرباز سواره نظام گروه را در مسیرها هدایت کرد.
the carabineer checked the safety gear before the climb.
سرباز سواره نظام قبل از صعود تجهیزات ایمنی را بررسی کرد.
many tourists were fascinated by the carabineer's skills.
بسیاری از گردشگران از مهارتهای سرباز سواره نظام شگفتزده شدند.
the carabineer provided assistance during the rescue operation.
سرباز سواره نظام در طول عملیات نجات کمک کرد.
with the carabineer on their side, they felt safer.
با وجود سرباز سواره نظام در کنارشان، احساس امنیت بیشتری کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید