carb

[ایالات متحده]/kɑːb/
[بریتانیا]/karb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاربراتور، دستگاهی که سوخت و هوا را در یک موتور احتراق داخلی مخلوط می‌کند؛ غذای یا نوشیدنی غنی از کربوهیدرات.
Word Forms
جمعcarbs

عبارات و ترکیب‌ها

low carb

کربوهیدرات کم

carb loading

بارگیری کربوهیدرات

carb count

شمارش کربوهیدرات

carb diet

رژیم کربوهیدرات

carb intake

مصرف کربوهیدرات

carb rich

غنی از کربوهیدرات

carb free

عاری از کربوهیدرات

simple carb

کربوهیدرات ساده

complex carb

کربوهیدرات پیچیده

carb source

منبع کربوهیدرات

جملات نمونه

she decided to cut back on carbs for her diet.

او تصمیم گرفت برای رژیم غذایی خود کربوهیدرات‌ها را کاهش دهد.

many athletes load up on carbs before a big competition.

بسیاری از ورزشکاران قبل از مسابقات بزرگ، کربوهیدرات زیادی مصرف می‌کنند.

he prefers low-carb meals for better energy levels.

او ترجیح می‌دهد برای داشتن سطح انرژی بهتر، وعده‌های غذایی کم کربوهیدرات مصرف کند.

carb cycling can help with weight loss.

چرخش کربوهیدرات می‌تواند به کاهش وزن کمک کند.

she always checks the carb content on food labels.

او همیشه محتوای کربوهیدرات را روی برچسب‌های مواد غذایی بررسی می‌کند.

reducing carbs can improve insulin sensitivity.

کاهش کربوهیدرات‌ها می‌تواند حساسیت به انسولین را بهبود بخشد.

some people experience cravings when they cut carbs.

برخی افراد هنگام کاهش کربوهیدرات‌ها، هوس می‌کنند.

high-carb diets are popular among bodybuilders.

رژیم‌های غذایی پر کربوهیدرات در بین بدنسازان محبوب هستند.

she enjoys a variety of carb-rich foods.

او از انواع غذاهای پر کربوهیدرات لذت می‌برد.

balancing carbs with protein is essential for health.

تعادل کربوهیدرات‌ها با پروتئین برای سلامتی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید