carding

[ایالات متحده]/ˈkɑːrdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːrdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند شانه کردن یا مرتب کردن الیاف مانند پشم، پنبه یا کتان؛ عمل ایجاد ناپ یا توده بر روی پارچه با برس زدن یا کاردینگ کردن آن.

عبارات و ترکیب‌ها

carding fraud

کارتینگ تقلب

carding techniques

تکنیک‌های کارتینگ

carding methods

روش‌های کارتینگ

carding tools

ابزارهای کارتینگ

carding software

نرم‌افزار کارتینگ

carding services

خدمات کارتینگ

carding schemes

طرح‌های کارتینگ

carding practices

روش‌های کارتینگ

carding activities

فعالیت‌های کارتینگ

carding networks

شبکه‌های کارتینگ

جملات نمونه

carding wool is an essential step in the spinning process.

کارد کردن پشم یک مرحله ضروری در فرآیند ریسندگی است.

the carding machine helps to align the fibers for better quality.

دستگاه کاردینگ به هم ترازی الیاف برای کیفیت بهتر کمک می کند.

after carding, the wool feels much softer and fluffier.

پس از کاردینگ، پشم بسیار نرم تر و پفکی تر به نظر می رسد.

carding is often done by hand in traditional textile practices.

کاردینگ اغلب به صورت دستی در سنت های سنتی نساجی انجام می شود.

she learned the carding technique from her grandmother.

او تکنیک کاردینگ را از مادربزرگش یاد گرفت.

carding helps remove dirt and debris from the fibers.

کاردینگ به حذف خاک و زباله از الیاف کمک می کند.

the quality of carding affects the final textile product.

کیفیت کاردینگ بر محصول نساجی نهایی تأثیر می گذارد.

many artisans still prefer manual carding for its precision.

بسیاری از صنعتگران هنوز ترجیح می دهند از کاردینگ دستی به دلیل دقت آن استفاده کنند.

carding is the first step in preparing fibers for spinning.

کاردینگ اولین قدم در آماده سازی الیاف برای ریسندگی است.

modern carding machines have greatly improved efficiency.

دستگاه های کاردینگ مدرن به طور قابل توجهی کارایی را بهبود بخشیده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید