authenticating

[ایالات متحده]/ɔːˈθɛn.tɪ.keɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˌɔː.θenˈtɪ.keɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأیید اصالت، قابلیت اطمینان یا اعتبار چیزی؛ شناسایی یا تأیید واقعی بودن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

authenticating the connection

احراز هویت اتصال

authenticating the transaction

احراز هویت تراکنش

authenticating api requests

احراز هویت درخواست‌های API

authenticating through biometrics

احراز هویت از طریق بیومتریک

جملات نمونه

authenticating your identity is crucial for secure transactions.

احراز هویت شما برای انجام تراکنش‌های امن بسیار مهم است.

the system is busy authenticating multiple users at once.

سیستم در حال حاضر مشغول احراز هویت چندین کاربر به طور همزمان است.

she is responsible for authenticating the documents before submission.

او مسئولیت احراز هویت اسناد قبل از ارسال را بر عهده دارد.

authenticating access to sensitive information is a top priority.

احراز دسترسی به اطلاعات حساس اولویت بالایی دارد.

the app requires authenticating each user with a password.

برنامه نیاز دارد تا هر کاربر با استفاده از رمز عبور احراز هویت شود.

they are working on authenticating the new software version.

آنها در حال کار بر روی احراز هویت نسخه جدید نرم افزار هستند.

authenticating transactions helps prevent fraud.

احراز تراکنش‌ها به جلوگیری از تقلب کمک می‌کند.

he spent hours authenticating the signatures on the documents.

او ساعت‌ها وقت صرف احراز هویت امضاها روی اسناد کرد.

authenticating your account is the first step to accessing the platform.

احراز حساب شما اولین قدم برای دسترسی به پلتفرم است.

they are developing a new method for authenticating user data.

آنها در حال توسعه یک روش جدید برای احراز هویت داده‌های کاربر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید