carmaker

[ایالات متحده]/ˈkɑːrmˌeɪkər/
[بریتانیا]/ˈkɑːrˌmeɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا شرکتی که خودرو تولید می‌کند.
Word Forms
جمعcarmakers

عبارات و ترکیب‌ها

leading carmaker

خودروساز پیشرو

luxury carmaker

خودروساز لوکس

global carmaker

خودروساز جهانی

electric carmaker

خودروساز برقی

major carmaker

خودروساز بزرگ

foreign carmaker

خودروساز خارجی

domestic carmaker

خودروساز داخلی

established carmaker

خودروساز شناخته‌شده

emerging carmaker

خودروساز نوظهور

traditional carmaker

خودروساز سنتی

جملات نمونه

the carmaker announced a new electric vehicle model.

شرکت خودروسازی یک مدل خودروی برقی جدید را معرفی کرد.

many carmakers are investing in sustainable technology.

بسیاری از شرکت‌های خودروسازی در حال سرمایه‌گذاری در فناوری پایدار هستند.

the carmaker faced challenges in the global market.

شرکت خودروسازی با چالش‌هایی در بازار جهانی مواجه شد.

leading carmakers are competing for market share.

شرکت‌های خودروسازی پیشرو برای به دست گرفتن سهم بازار با یکدیگر رقابت می‌کنند.

the carmaker's latest model received excellent reviews.

جدیدترین مدل شرکت خودروسازی نظرات بسیار خوبی دریافت کرد.

consumers are increasingly loyal to their favorite carmaker.

مصرف‌کنندگان به طور فزاینده‌ای نسبت به شرکت خودروسازی مورد علاقه خود وفادار هستند.

the carmaker aims to reduce its carbon footprint.

شرکت خودروسازی قصد دارد ردپای کربنی خود را کاهش دهد.

after the merger, the carmaker expanded its product line.

پس از ادغام، شرکت خودروسازی خط تولید خود را گسترش داد.

the carmaker is known for its innovative designs.

شرکت خودروسازی به خاطر طراحی‌های نوآورانه خود شناخته می‌شود.

investors are optimistic about the carmaker's future.

سرمایه‌گذاران در مورد آینده شرکت خودروسازی خوش‌بین هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید