carmine

[ایالات متحده]/'kɑːmaɪn/
[بریتانیا]/'kɑrmaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زرشکی، قرمز تیره
adj. زرشکی، قرمز تیره
Word Forms
جمعcarmines

عبارات و ترکیب‌ها

vibrant carmine hue

رنگ قرمز پر جنب و جوش

جملات نمونه

The artist used carmine paint to create a vibrant red masterpiece.

هنرمند از رنگ قرمز کارمین برای خلق یک شاهکار زنده و قرمز استفاده کرد.

The carmine lipstick complemented her outfit perfectly.

رژ لب کارمین به طور کامل با لباس او هماهنگ بود.

Carmine is a popular color choice for traditional Chinese New Year decorations.

کارمین یک انتخاب رنگ محبوب برای تزئینات سنتی سال نو چینی است.

She added a touch of carmine blush to her cheeks for a rosy glow.

او کمی رژگونه کارمین به گونه هایش اضافه کرد تا چهره ای صورتی داشته باشد.

The carmine dye gave the fabric a deep red hue.

رنگرزی کارمین به پارچه رنگ قرمز تیره ای داد.

The carmine flowers in the garden attracted many butterflies.

گل های کارمین در باغ، بسیاری از پروانه ها را به خود جذب کرد.

The carmine sunset painted the sky with hues of red and orange.

غروب آفتاب کارمین آسمان را با رنگ های قرمز و نارنجی رنگ آمیزی کرد.

The carmine velvet curtains added a luxurious touch to the room.

پرده های مخمل کارمین ظاهری لوکس به اتاق بخشید.

The carmine berries on the bush were ripe and ready to be picked.

توت های کارمین روی بوته رسیده و آماده چیدن بودند.

Her carmine nail polish matched her red dress perfectly.

لاک ناخن کارمین او به طور کامل با لباس قرمز او مطابقت داشت.

نمونه‌های واقعی

Two spots of carmine glowed in her cheeks.

دو نقطه از کرمین در گونه های او می درخشید.

منبع: Medium-rare steak

Gerlach and others had some luck using carmine to highlight different kinds of cell structures, but where Gerlach got stuck was in exploring the tissues of the brain.

گرلاخ و دیگران خوش شانسی هایی در استفاده از کرمین برای برجسته کردن انواع مختلف ساختارهای سلولی داشتند، اما جایی که گرلاخ گیر کرد، بررسی بافت های مغز بود.

منبع: Crash Course Anatomy and Physiology

So one day, he tried making a diluted version of the stain — thinning out the carmine with ammonia and gelatin — and wetted a sample of brain tissue with it.

بنابراین یک روز، او سعی کرد یک نسخه رقیق از رنگ را تهیه کند - رقیق کردن کرمین با آمونیا و ژلاتین - و یک نمونه از بافت مغز را با آن خیس کرد.

منبع: Crash Course Anatomy and Physiology

Back in his day, a few scientists had been tinkering with staining tissues, especially with a compound called carmine — a red dye derived from the scales of a crushed-up insects.

در دوران او، چند دانشمند در حال آزمایش رنگ آمیزی بافت ها بودند، به خصوص با ترکیبی به نام کرمین - یک رنگ قرمز مشتق شده از فلس حشرات خرد شده.

منبع: Crash Course Anatomy and Physiology

By its carmined lip, its near-smart hat, its babbling of " him, " and by the knowledge which looks boldly out of its eyes you know it is tragically old.

با لب کارمینی‌اش، کلاه نسبتاً باهوشش، حرف زدن‌هایش درباره‌ی «او» و با دانشی که با اعتماد به نفس از چشمانش بیرون می‌زند، می‌دانید که متاسفانه پیر است.

منبع: Medium-rare steak

And while she looked the carmine flush with which warmth and sound sleep had suffused her cheeks and neck dissolved from view, and the deathlike pallor in his face flew across into hers.

و در حالی که او نگاه می‌کرد، سرخ‌رنگی کارمینی که گرما و خواب عمیق گونه‌ها و گردنش را فرا گرفته بود از بین رفت، و رنگ‌پریده‌ی مرگبار از صورت او به صورت او منتقل شد.

منبع: Returning Home

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید