carobs

[ایالات متحده]/ˈkærɒbz/
[بریتانیا]/ˈkær.əbs/

ترجمه

n. جمع کَرَوب، غلاف‌های یک درخت گرمسیری که به عنوان غذا یا علوفه استفاده می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

carobs tree

درخت مورد

carobs powder

پودر مورد

carobs pods

پادهای مورد

carobs seeds

دانه‌های مورد

carobs syrup

شربت مورد

carobs flour

آرد مورد

carobs extract

عصاره مورد

carobs benefits

فواید مورد

carobs chocolate

شکلات مورد

carobs snack

میان‌وعده مورد

جملات نمونه

carobs are often used as a chocolate substitute.

kharjob اغلب به عنوان جایگزین شکلات استفاده می‌شود.

many people enjoy carobs in their desserts.

بسیاری از مردم از خرچوب در دسرها لذت می‌برند.

carobs are rich in fiber and nutrients.

خرچوب سرشار از فیبر و مواد مغذی است.

she added carobs to her smoothie for extra flavor.

او برای طعم بیشتر خرچوب را به اسموتی خود اضافه کرد.

carobs can be ground into a powder for baking.

می‌توان خرچوب را به پودر آسیاب کرد تا در پخت استفاده شود.

some people prefer carobs over traditional chocolate.

برخی افراد ترجیح می‌دهند به جای شکلات سنتی از خرچوب استفاده کنند.

carobs are a great source of natural sweetness.

خرچوب منبع خوبی از شیرینی طبیعی است.

we bought carob chips for our cookies.

ما تراشه های خرچوب برای شیرینی های خود خریدیم.

carobs can be used to make a healthy snack.

می‌توان از خرچوب برای تهیه یک میان وعده سالم استفاده کرد.

in some cultures, carobs are considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، خرچوب به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید