carpool

[ایالات متحده]/ˈkɑːrˌpuːl/
[بریتانیا]/kärˈpoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با دیگران در یک خودرو سفر مشترک داشته باشید تا ترافیک را کاهش دهید و پول صرفه‌جویی کنید.

عبارات و ترکیب‌ها

carpool lane

مسیر ویژه خودروهای اشتراکی

carpooling service

خدمات اشتراک خودرو

carpool group

گروه اشتراک خودرو

carpool buddy

همراه اشتراک خودرو

carpool program

برنامه اشتراک خودرو

carpool app

اپلیکیشن اشتراک خودرو

carpool agreement

توافقنامه اشتراک خودرو

carpool rules

قوانین اشتراک خودرو

carpool sign-up

ثبت‌نام برای اشتراک خودرو

carpool schedule

برنامه زمانبندی اشتراک خودرو

جملات نمونه

we decided to carpool to save on gas.

ما تصمیم گرفتیم برای صرفه‌جویی در هزینه بنزین، همسفر شویم.

carpooling is a great way to reduce traffic congestion.

همسفر شدن یک راه عالی برای کاهش ترافیک است.

many people prefer to carpool during the workweek.

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند در طول هفته کاری همسفر شوند.

she organized a carpool for the upcoming event.

او یک همسفر برای رویداد آینده سازماندهی کرد.

carpooling can help lower your carbon footprint.

همسفر شدن می‌تواند به کاهش ردپای کربن شما کمک کند.

they use a mobile app to find carpool partners.

آنها از یک برنامه تلفن همراه برای یافتن همسفران استفاده می‌کنند.

carpooling is not only economical but also environmentally friendly.

همسفر شدن نه تنها مقرون به صرفه بلکه سازگار با محیط زیست نیز هست.

we set up a carpool schedule for our kids' soccer practices.

ما یک برنامه همسفر برای تمرینات فوتبال بچه‌هایمان تنظیم کردیم.

joining a carpool can help you meet new people.

پیوستن به یک همسفر می‌تواند به شما کمک کند تا افراد جدیدی را ملاقات کنید.

she prefers to carpool rather than drive alone.

او ترجیح می‌دهد همسفر شود تا اینکه تنها رانندگی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید