casava

[ایالات متحده]/kəˈsɑːvə/
[بریتانیا]/kəˈsævə/

ترجمه

n. یک گیاه گرمسیری که به خاطر ریشه‌های نشاسته‌ای خوراکی‌اش کشت می‌شود، که به نام کاساوا یا یوکا نیز شناخته می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعcasavas

عبارات و ترکیب‌ها

casava flour

آرد کاساوا

casava chips

چیپس کاساوا

casava leaves

برگ‌های کاساوا

casava cake

کیک کاساوا

casava roots

ریشه‌های کاساوا

casava starch

نشاسته کاساوا

casava pudding

پودینگ کاساوا

casava soup

سوپ کاساوا

casava meal

وعده غذایی کاساوا

casava dish

غذا با کاساوا

جملات نمونه

casava is a staple food in many tropical regions.

نیام در بسیاری از مناطق گرمسیری، کاساوا یک غذای اصلی است.

people often make flour from casava for baking.

افراد اغلب آرد را از کاساوا برای پخت و پز تهیه می‌کنند.

casava can be boiled or fried for a delicious side dish.

کاساوا را می‌توان آب‌پز یا سرخ کرد تا یک غذای جانبی خوشمزه باشد.

in some cultures, casava is used to make traditional dishes.

در برخی فرهنگ‌ها، کاساوا برای تهیه غذاهای سنتی استفاده می‌شود.

casava is rich in carbohydrates and provides energy.

کاساوا سرشار از کربوهیدرات است و انرژی می‌دهد.

farmers grow casava for both food and income.

کشاورزان کاساوا را هم برای غذا و هم برای درآمد می‌کارند.

casava leaves are also edible and nutritious.

برگ‌های کاساوا نیز خوراکی و مغذی هستند.

some people are allergic to casava and should avoid it.

برخی افراد به کاساوا حساسیت دارند و باید از آن اجتناب کنند.

casava can be processed into chips or snacks.

کاساوا را می‌توان به چیپس یا میان وعده تبدیل کرد.

learning how to cook with casava can be fun.

یادگیری نحوه پخت با کاساوا می‌تواند سرگرم‌کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید