cascabel

[ایالات متحده]/kæˈskɑːbəl/
[بریتانیا]/kəˈskæbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنگ تزئینی، که اغلب در لباس‌ها یا بر روی اسب‌ها استفاده می‌شود؛ تکه انتهایی یک تفنگ؛ یک مار زنگی.
Word Forms
جمعcascabels

عبارات و ترکیب‌ها

cascabel pepper

فلفل کاسکابل

cascabel sauce

سس کاسکابل

cascabel chili

فلفل چیلی کاسکابل

cascabel flavor

طعم کاسکابل

cascabel dish

غذا با کاسکابل

cascabel heat

گرمی کاسکابل

cascabel variety

نوع کاسکابل

cascabel taste

طعم کاسکابل

cascabel recipe

دستور العمل کاسکابل

cascabel cuisine

آشپزی کاسکابل

جملات نمونه

the sound of the cascabel is quite unique.

صدای زنگوله‌اي واقعاً منحصر به فرد است.

he played the cascabel during the festival.

او در طول جشنواره زنگوله را می‌نواخت.

she bought a beautiful cascabel for her collection.

او یک زنگوله زیبا برای کلکسیون خود خرید.

we enjoyed the music of the cascabel band.

ما از موسیقی گروه زنگوله لذت بردیم.

the cascabel adds a festive touch to the celebration.

زنگوله حال و هوای جشن را دلپذیر می‌کند.

he learned to play the cascabel in his youth.

او در جوانی یاد گرفت که چگونه زنگوله را بنوازد.

the cascabel is often used in traditional music.

زنگوله اغلب در موسیقی سنتی استفاده می‌شود.

she has a knack for playing the cascabel.

او استعداد خاصی در نواختن زنگوله دارد.

the children loved shaking the cascabel.

بچه‌ها عاشق تکان دادن زنگوله بودند.

they danced to the rhythm of the cascabel.

آنها به ریتم زنگوله می‌رقصیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید