cascabels

[ایالات متحده]/ˈkæs.kəˌbɛlz/
[بریتانیا]/ˈkæskəˌbɛlz/

ترجمه

n. نوعی جغجغه یا زنگ، معمولاً بر روی لاسو مکزیکی یا توسط رقصندگان پوشیده می‌شود؛ قطعه دم تفنگ؛ نوعی مار زنگی؛ کاسکابل (نام)

عبارات و ترکیب‌ها

cascabels sauce

سس کاسکابلز

cascabels chili

فلفل چیلی کاسکابلز

cascabels flavor

طعم کاسکابلز

cascabels pepper

فلفل کاسکابلز

cascabels dish

غذا با کاسکابلز

cascabels recipe

دستور العمل کاسکابلز

cascabels heat

گرمای کاسکابلز

cascabels taste

طعم کاسکابلز

cascabels variety

نوع کاسکابلز

cascabels blend

مخلوط کاسکابلز

جملات نمونه

the sound of the cascabels was enchanting.

صدای زنگوله‌ها مسحورکننده بود.

she wore a bracelet with tiny cascabels.

او یک دستبند با زنگوله‌های کوچک پوشیده بود.

cascabels are often used in traditional music.

زنگوله‌ها اغلب در موسیقی سنتی استفاده می‌شوند.

the children loved shaking the cascabels.

بچه‌ها عاشق تکان دادن زنگوله‌ها بودند.

he played a song featuring cascabels.

او آهنگی با حضور زنگوله‌ها اجرا کرد.

cascabels add a festive touch to the celebration.

زنگوله‌ها حس و حال جشن را به جشن اضافه می‌کنند.

in mexico, cascabels are popular during festivals.

در مکزیک، زنگوله‌ها در طول جشنواره‌ها محبوب هستند.

the artist incorporated cascabels into her artwork.

هنرمند زنگوله‌ها را در اثر هنری خود گنجاند.

cascabels can be found in various crafts.

می‌توان زنگوله‌ها را در صنایع دستی مختلف پیدا کرد.

they danced to the rhythm of the cascabels.

آنها به ریتم زنگوله‌ها رقصیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید