caseloads

[ایالات متحده]/'keɪsləʊd/
[بریتانیا]/'keslod/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعداد مواردی که باید رسیدگی شود.

عبارات و ترکیب‌ها

manage caseload

مدیریت حجم کاری

large caseload

حجم کاری زیاد

caseload management

مدیریت حجم کاری

جملات نمونه

The social worker has a heavy caseload of clients to manage.

کارگر اجتماعی حجم کاری سنگینی از مراجعین برای مدیریت دارد.

The lawyer's caseload is piling up as more cases come in.

حجم پرونده‌های وکیل در حال افزایش است زیرا موارد بیشتری وارد می‌شوند.

The doctor's caseload includes both in-patients and out-patients.

حجم پرونده‌های پزشک شامل بیماران بستری و سرپایی است.

The caseload of the teacher increased when new students enrolled in the class.

حجم کاری معلم با ثبت نام دانش آموزان جدید در کلاس افزایش یافت.

The caseload of the detective is overwhelming with multiple ongoing investigations.

حجم کاری کارآگاه با تحقیقات متعدد در حال انجام، طاقت فرسا است.

The caseload of the therapist varies depending on the needs of each client.

حجم کاری درمانگر بسته به نیازهای هر مشتری متفاوت است.

The caseload of the probation officer involves monitoring and supporting individuals on probation.

حجم کاری افسر آزادی مشروط شامل نظارت و حمایت از افراد در حال گذراندن دوره آزادی مشروط است.

The caseload for this semester includes teaching three different courses.

حجم کاری این ترم شامل تدریس سه درس مختلف است.

The caseload for the project manager has increased due to the new project deadlines.

حجم کاری مدیر پروژه به دلیل مهلت‌های جدید پروژه افزایش یافته است.

The caseload of the nurse in the emergency room can be unpredictable and intense.

حجم کاری پرستار در اورژانس می‌تواند غیرقابل پیش‌بینی و شدید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید