categorizations matter
دسته بندیها اهمیت دارند
making categorizations
ایجاد دسته بندیها
detailed categorizations
دسته بندیهای جزئیاتی
new categorizations
دسته بندیهای جدید
complex categorizations
دسته بندیهای پیچیده
initial categorizations
دسته بندیهای اولیه
system of categorizations
سیستم دسته بندیها
further categorizations
دسته بندیهای بیشتر
avoiding categorizations
پرهیز از دسته بندیها
accurate categorizations
دسته بندیهای دقیق
the library uses a complex system of categorizations to organize its vast collection.
کتابخانه از یک سیستم پیچیده دسته بندی برای سازماندهی مجموعه گسترده خود استفاده می کند.
initial categorizations helped us understand the scope of the project.
دسته بندی های اولیه به ما کمک کرد تا محدوده پروژه را درک کنیم.
sales data requires careful categorizations to identify key trends.
داده های فروش نیاز به دسته بندی دقیق برای شناسایی روندهای کلیدی دارد.
the report included detailed categorizations of customer feedback.
گزارش شامل دسته بندی جزئیات بازخوردهای مشتری بود.
product categorizations are essential for effective online shopping.
دسته بندی محصولات برای خرید آنلاین مؤثر ضروری است.
we need clear categorizations of risks to prioritize our actions.
ما نیاز به دسته بندی واضحی از خطرات برای اولویت بندی اقدامات خود داریم.
the research involved extensive categorizations of plant species.
پژوهش شامل دسته بندی گسترده ای از گونه های گیاهی بود.
effective categorizations streamline the workflow and improve efficiency.
دسته بندی های مؤثر جریان کار را ساده می کنند و بهبود کارایی را فراهم می نمایند.
the software provides advanced categorizations for data analysis.
نرم افزار دسته بندی های پیشرفته ای برای تحلیل داده ها فراهم می کند.
initial categorizations of the problem revealed several underlying issues.
دسته بندی اولیه مشکل چند مسئله پنهان را آشکار کرد.
the team developed new categorizations to better understand user behavior.
تیم دسته بندی های جدیدی را توسعه داد تا رفتار کاربران را بهتر درک کند.
categorizations matter
دسته بندیها اهمیت دارند
making categorizations
ایجاد دسته بندیها
detailed categorizations
دسته بندیهای جزئیاتی
new categorizations
دسته بندیهای جدید
complex categorizations
دسته بندیهای پیچیده
initial categorizations
دسته بندیهای اولیه
system of categorizations
سیستم دسته بندیها
further categorizations
دسته بندیهای بیشتر
avoiding categorizations
پرهیز از دسته بندیها
accurate categorizations
دسته بندیهای دقیق
the library uses a complex system of categorizations to organize its vast collection.
کتابخانه از یک سیستم پیچیده دسته بندی برای سازماندهی مجموعه گسترده خود استفاده می کند.
initial categorizations helped us understand the scope of the project.
دسته بندی های اولیه به ما کمک کرد تا محدوده پروژه را درک کنیم.
sales data requires careful categorizations to identify key trends.
داده های فروش نیاز به دسته بندی دقیق برای شناسایی روندهای کلیدی دارد.
the report included detailed categorizations of customer feedback.
گزارش شامل دسته بندی جزئیات بازخوردهای مشتری بود.
product categorizations are essential for effective online shopping.
دسته بندی محصولات برای خرید آنلاین مؤثر ضروری است.
we need clear categorizations of risks to prioritize our actions.
ما نیاز به دسته بندی واضحی از خطرات برای اولویت بندی اقدامات خود داریم.
the research involved extensive categorizations of plant species.
پژوهش شامل دسته بندی گسترده ای از گونه های گیاهی بود.
effective categorizations streamline the workflow and improve efficiency.
دسته بندی های مؤثر جریان کار را ساده می کنند و بهبود کارایی را فراهم می نمایند.
the software provides advanced categorizations for data analysis.
نرم افزار دسته بندی های پیشرفته ای برای تحلیل داده ها فراهم می کند.
initial categorizations of the problem revealed several underlying issues.
دسته بندی اولیه مشکل چند مسئله پنهان را آشکار کرد.
the team developed new categorizations to better understand user behavior.
تیم دسته بندی های جدیدی را توسعه داد تا رفتار کاربران را بهتر درک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید