catharses

[ایالات متحده]/kəˈθɑːrˌsiːz/
[بریتانیا]/kath-ar-sees/

ترجمه

n. فرآیند آزادسازی احساسات و عواطف قوی یا سرکوب‌شده، معمولاً از طریق گریه یا فریاد؛ پاک‌سازی یا تصفیه بدن یا ذهن.

عبارات و ترکیب‌ها

emotional catharses

کاتارسیس‌های عاطفی

catharses of grief

کاتارسیس غم و اندوه

catharses through art

کاتارسیس از طریق هنر

catharses in therapy

کاتارسیس در درمان

catharses of joy

کاتارسیس شادی

catharses and healing

کاتارسیس و درمان

catharses of anger

کاتارسیس خشم

personal catharses

کاتارسیس‌های شخصی

catharses in writing

کاتارسیس در نوشتن

catharses through music

کاتارسیس از طریق موسیقی

جملات نمونه

writing can provide emotional catharses for many people.

نوشتن می‌تواند برای بسیاری از افراد، تخلیسی احساسی ایجاد کند.

art often serves as a medium for catharses.

هنر اغلب به عنوان یک واسطه برای تخلیس عمل می‌کند.

therapy sessions can lead to significant catharses.

جلسات درمانی می‌تواند منجر به تخلیس‌های قابل توجهی شود.

many find catharses in expressing their feelings through music.

بسیاری از افراد تخلیس را در بیان احساسات خود از طریق موسیقی پیدا می‌کنند.

movies can evoke catharses in the audience.

فیلم‌ها می‌توانند تخلیسی را در مخاطبان ایجاد کنند.

journaling is a great way to achieve catharses.

نوشتن خاطرات راهی عالی برای دستیابی به تخلیس است.

physical exercise can provide catharses for stress relief.

ورزش بدنی می‌تواند تخلیسی برای رفع استرس فراهم کند.

sharing experiences with friends can lead to catharses.

اشتراک‌گذاری تجربیات با دوستان می‌تواند منجر به تخلیس شود.

many cultures have rituals that promote catharses.

فرهنگ‌های بسیاری آیین‌هایی دارند که تخلیس را ترویج می‌کنند.

finding a safe space can facilitate personal catharses.

پیدا کردن یک فضای امن می‌تواند تخلیس شخصی را تسهیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید