cattleman

[ایالات متحده]/'kæt(ə)lmən/
[بریتانیا]/'kætlmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مالک یک مزرعه، پرورش‌دهنده گاو

جملات نمونه

The cattleman herded the cows into the pen.

دامدار، گاوها را به داخل حصار رانده بود.

The cattleman checked on the health of the herd.

دامدار از سلامت گله اطمینان حاصل کرد.

The cattleman used his lasso to catch the stray calf.

دامدار از شلاق خود برای گرفتن بره سرگردان استفاده کرد.

The experienced cattleman knows how to handle wild cattle.

دامدار با تجربه می‌داند چگونه با گاوهای وحشی برخورد کند.

The cattleman rode his horse across the ranch to check on the cattle.

دامدار سوار بر اسب خود به سراسر مزرعه رفت تا از گاوها مراقبت کند.

The cattleman's job is to care for and manage the cattle.

وظیفه دامدار مراقبت و مدیریت گاوها است.

The cattleman branded the calves with the ranch's logo.

دامدار بره‌ها را با نشان مزرعه علامت‌گذاری کرد.

The cattleman is skilled in roping and branding cattle.

دامدار در بند کردن و علامت‌گذاری گاوها مهارت دارد.

The cattleman's dog helps him round up the cattle.

سگ دامدار به او کمک می‌کند تا گاوها را جمع کند.

The old cattleman shared stories of life on the ranch with the visitors.

دامدار پیر داستان زندگی در مزرعه را با بازدیدکنندگان در میان گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید