shepherd

[ایالات متحده]/ˈʃepəd/
[بریتانیا]/ˈʃepərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. رهبری کردن; نظارت کردن; نگهداری از گوسفند; راهنمایی کردن
n. چوپان; رهبر; کشیش.

عبارات و ترکیب‌ها

german shepherd

گوشن گرمنانی

shepherd dog

سگ چوپان

german shepherd dog

سگ چوپان آلمانی

australian shepherd

گاوچران استرالیایی

جملات نمونه

The shepherd re-collect his flock.

چوپان گله خود را دوباره جمع کرد.

Shepherds penned their flocks.

چوپانان گله‌های خود را در محفظه‌ها نگهداری کردند.

The shepherd tended a flock.

چوپان از گله مراقبت می‌کرد.

The teacher was shepherding the children into the bus.

معلم بچه‌ها را به سمت اتوبوس هدایت می‌کرد.

if from shepherd's keep a lamb strayed far.

اگر از مزرعه چوپان یک بره دور شد.

we were shepherded around with great ceremony.

ما با تشریفات زیاد هدایت شدیم.

over these mounds the Kurdish shepherd strays.

چوپان کرد در بالای این توده ها سرگردان است.

the shepherd had told all his sheep.

چوپان به همه گوسفندانش گفته بود.

The passenger were shepherd across the tarmac to the airliner.

مسافران از طریق پیاده‌رو به سمت هواپیما هدایت شدند.

He shepherded us on an excursion.

او ما را در یک سفر هدایت کرد.

The shepherd boy waited for his sheep to drink.

پسربچه‌ی چوپان منتظر بود تا گوسفندانش بنوشند.

exalted the shepherd to the rank of grand vizier.

او چوپان را به رتبه وزیر اعظم ارتقا داد.

For three nights, the shepherd maintained his lonely vigil.

برای سه شب، چوپان از نگهبانی تنهایی خود محافظت کرد.

shepherding tourists to the chartered bus;

هدایت گردشگران به اتوبوس اجاره ای;

shepherds who grazed animals on common land.

چوپانانی که دام ها را در مراتع مشترک چرا می کردند.

The passengers were shepherded across the tarmac to the airliner.

مسافران از طریق پیاده‌رو به سمت هواپیما هدایت شدند.

she had to submit the control of her career and money to a group who shepherded her.

او مجبور شد کنترل شغل و پول خود را به گروهی که او را هدایت می‌کردند، واگذار کند.

As a shepherd delouses his cloak, he shall delouse the land of Egypt and depart victorious.

همانطور که یک چوپان لباس خود را از کنه ها پاک می‌کند، او سرزمین مصر را از کنه ها پاک کرده و پیروزمندانه خارج خواهد شد.

he was seen by a shepherd, gamely negotiating a particularly tricky section of the mountain road to San Doloroso.

او توسط یک چوپان دیده شد که با ذوق و نشاط، یک بخش به خصوص دشوار از جاده کوهستانی به سمت سان دولوروسو را با موفقیت طی می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید