caucuses

[ایالات متحده]/ˈkɔːkəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkɔːkəˌsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جلسه‌ای از اعضای یک حزب یا سازمان سیاسی خاص برای انتخاب نامزدها یا تصمیم‌گیری درباره سیاست؛ جمع کلمه caucus.
v. برگزاری جلسه caucus.

عبارات و ترکیب‌ها

state caucuses

caucus های ایالتی

party caucuses

caucus های حزبی

caucuses meeting

جلسه caucus

caucuses results

نتایج caucus

caucuses vote

رای گیری caucus

caucuses process

فرآیند caucus

local caucuses

caucus های محلی

caucuses delegate

نماینده caucus

caucuses strategy

استراتژی caucus

caucuses analysis

تجزیه و تحلیل caucus

جملات نمونه

the political caucuses will determine the party's candidate.

جلسات سیاسی تعیین نامزد حزب را مشخص خواهند کرد.

many caucuses are held before the national election.

بسیاری از جلسات قبل از انتخابات ملی برگزار می‌شوند.

the caucuses are crucial for grassroots organizing.

جلسات برای سازماندهی مردمی بسیار مهم هستند.

she participated in several caucuses to voice her opinions.

او برای بیان نظرات خود در چندین جلسه شرکت کرد.

caucuses can influence the direction of the political agenda.

جلسات می‌توانند بر جهت‌گیری دستور کار سیاسی تأثیر بگذارند.

different factions often form their own caucuses.

گروه‌های مختلف اغلب جلسات خود را تشکیل می‌دهند.

the caucuses are a platform for local leaders to connect.

جلسات بستری برای ارتباط رهبران محلی هستند.

caucuses are essential for building coalitions.

جلسات برای ایجاد ائتلاف‌ها ضروری هستند.

attending the caucuses helped her understand the process.

شرکت در جلسات به او کمک کرد تا روند را درک کند.

caucuses often lead to heated debates among members.

جلسات اغلب منجر به بحث‌های داغ بین اعضا می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید