cast a vote
انتخاب کردن
vote for
رای دادن
vote against
رای مخالف
voting booth
غرفه رایگیری
final vote
رای نهایی
majority vote
رای اکثریت
vote tally
شمارش آرا
vote count
شمارش آرا
vote on
رایگیری در مورد
vote in
رای دادن در
right to vote
حق رای دادن
vote of confidence
رای اعتماد
popular vote
رای مردمی
casting vote
رای تصمیمگیرنده
unanimous vote
رای یکپارچه
negative vote
رای منفی
vote out
خارج کردن با رای
vote down
رای منفی
affirmative vote
رای تایید
take a vote
برگزاری رایگیری
voice vote
رایگیری شفاهی
a vote of nonconfidence
یک رای عدم اعتماد
a vote of confidence
یک رای اعتماد
to vote with sb.
با کسی رای دادن
it is the outcome of the vote that counts.
نتیجه رأی مهم است.
vote the straight ticket
در انتخابات، فقط به نامزدهای یک حزب رای دهید.
took a vote on the issue.
در مورد این موضوع رای گیری کردند.
They vote to choose a president.
آنها رای میدهند تا رئیسجمهور انتخاب کنند.
the puissance of the labor vote.
قدرت رای کارگری.
they are ready to put it to a vote .
آنها آماده اند آن را به رای بگذارند.
the nationalist vote in Northern Ireland.
رای ملیگرایانه در ایرلند شمالی.
a heavy vote in favor of the bill.
یک رای سنگین به نفع طرح.
The vote will be held next month.
رای گیری ماه آینده برگزار خواهد شد.
Was the vote for or against the resolution?
آیا رای موافق یا مخالف پیشنهاد بود؟
vote in a new mayor; voted out their representative; vote down the amendment.
یک شهردار جدید انتخاب کنید؛ نماینده خود را کنار بگذارید؛ پیشنهاد را رد کنید.
The government lost a parliamentary confidence vote.
دولت یک رای اعتماد پارلمانی را از دست داد.
the vote will not bring down the government.
رای دولت را سرنگون نخواهد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید