caucusing

[ایالات متحده]/ˈkɔːkəsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɔːkəsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ملاقات در یک کنفرانس برای تصمیم‌گیری در مورد سیاست یا نامزدی نامزدها

عبارات و ترکیب‌ها

caucusing together

همکاری در جلسات

caucusing session

جلسه مشورتی

caucusing strategy

استراتژی مشورتی

caucusing agreement

توافق مشورتی

caucusing leaders

رهبران مشورتی

caucusing process

فرآیند مشورتی

caucusing group

گروه مشورتی

caucusing meeting

جلسه مشورتی

caucusing issues

مسائل مشورتی

caucusing framework

چارچوب مشورتی

جملات نمونه

the committee is caucusing to discuss the new policy.

کمیته برای بحث در مورد سیاست جدید در حال مشورت است.

they spent hours caucusing before making a decision.

آنها قبل از تصمیم گیری ساعت ها مشورت کردند.

caucusing can help unify different viewpoints.

مشورت می تواند به متحد کردن دیدگاه های مختلف کمک کند.

the senators are caucusing to strategize for the upcoming vote.

سناتورها برای برنامه ریزی رای بعدی در حال مشورت هستند.

caucusing is essential for effective teamwork.

مشورت برای کار تیمی موثر ضروری است.

she enjoys caucusing with her colleagues on important issues.

او از مشورت با همکاران خود در مورد مسائل مهم لذت می برد.

the group is caucusing to address community concerns.

گروه برای رسیدگی به نگرانی های جامعه در حال مشورت است.

caucusing allows for more in-depth discussions.

مشورت به بحث و بررسی عمیق تر اجازه می دهد.

they are caucusing to form a coalition for the project.

آنها برای تشکیل ائتلافی برای پروژه در حال مشورت هستند.

effective caucusing can lead to better outcomes.

مشورت موثر می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید