caveman

[ایالات متحده]/'keivmæn/
[بریتانیا]/ˈkevˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انسان ماقبل تاریخ که در غارها زندگی می‌کرد، اغلب به عنوان وحشی، بی‌ادب و غیرمدنی نسبت به زنان به تصویر کشیده می‌شود.

جملات نمونه

The caveman used a stone tool to hunt for food.

غارنشین از ابزار سنگی برای شکار غذا استفاده می‌کرد.

The archaeologists discovered caveman paintings on the cave walls.

باستان‌شناسان نقاشی‌های غارنشین را بر روی دیوارهای غار کشف کردند.

The caveman communicated with grunts and gestures.

غارنشین با استفاده از غرغرها و حرکات ارتباط برقرار می‌کرد.

Caveman instincts kicked in when he faced danger.

غریزه غارنشینی زمانی که با خطر روبرو می‌شد فعال می‌شد.

The caveman built a fire to keep warm at night.

غارنشین برای گرم ماندن در شب آتش درست کرد.

Caveman diet consisted mainly of meat and plants.

رژیم غذایی غارنشین عمدتاً از گوشت و گیاهان تشکیل شده بود.

The caveman sheltered in caves to protect themselves from the elements.

غارنشینان برای محافظت از خود در برابر عناصر طبیعی در غارها پناه می‌گرفتند.

Caveman art often depicted hunting scenes and rituals.

هنر غارنشینان اغلب صحنه‌های شکار و مناسک را به تصویر می‌کشید.

The caveman relied on instinct to survive in the wild.

غارنشین برای زنده ماندن در طبیعت به غریزه تکیه می‌کرد.

Caveman tools were essential for their daily activities.

ابزارهای غارنشین برای فعالیت‌های روزانه آنها ضروری بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید