primitive

[ایالات متحده]/ˈprɪmətɪv/
[بریتانیا]/ˈprɪmətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ویژگی یک مرحله اولیه توسعه؛ ساده یا پایه؛ خشن
n. یک هنرمند یا مجسمه‌ساز از قبل از رنسانس؛ یک شخص یا چیز اولیه.

عبارات و ترکیب‌ها

primitive society

جامعه ابتدایی

primitive technology

فناوری ابتدایی

primitive culture

فرهنگ ابتدایی

primitive lifestyle

سبک زندگی ابتدایی

primitive tribe

قبيله ابتدایی

primitive instinct

غریزه ابتدایی

primitive art

هنر ابتدایی

primitive language

زبان ابتدایی

primitive religion

دين باستان

primitive people

مردم باستانی

primitive type

نوع ابتدایی

primitive function

تابعیت ابتدایی

جملات نمونه

primitive material of the universe.

ماده اولیه‌ جهان.

extinct primitive hominid of late Pleistocene

انسان اولیه منقرض از دوره پلیستوسن میانه

primitive wingless insects

حشرات بدون بال اولیه

The constitution of a primitive society is not necessarily simple.

قانون اساسی یک جامعه ابتدایی لزوماً ساده نیست.

The tribe's development was more primitive than that of their neighbours.

توسعه قبیله از آن چیزی که از همسایگانشان پیشرفت‌تر بود، ابتدایی‌تر بود.

Primitive man made himself primitive tools from stones and bones.

انسان ابتدایی ابزارهای ابتدایی خود را از سنگ و استخوان می‌ساخت.

a flamenco singer brings a primitive edge to the music.

یک خواننده فلامنکو لبه‌ای بدوی به موسیقی می‌بخشد.

their primitive valuables acted as a medium of exchange.

ارزش‌های باستانی آن‌ها به عنوان یک وسیله مبادله عمل می‌کرد.

the village had two chapels for those of the Primitive Methodist persuasion.

دهکده دو کاپشن برای کسانی که از مذهب متدیست اولی داشتند.

the primitive responses we share with many animals.

واکنش‌های ابتدایی که ما با بسیاری از حیوانات به اشتراک می‌گذاریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید