cavernous sinus
سینوس غاروی
The cavernous room echoed with every footstep.
اتاق بزرگ و وسیع با هر قدم طنینانداز بود.
The cavernous warehouse was filled with stacks of boxes.
انبارهای بزرگ و وسیع پر از جعبههای روی هم چیده شده بود.
Her voice reverberated in the cavernous hall.
صدای او در تالار بزرگ و وسیع طنینانداز شد.
The cavernous space was perfect for hosting a party.
فضای بزرگ و وسیع برای برگزاری مهمانی عالی بود.
The cavernous cave was home to a family of bats.
غار بزرگ و وسیع خانهای برای یک خانواده خفاش بود.
The cavernous auditorium could seat thousands of people.
سالن تئاتر بزرگ و وسیع میتوانست هزاران نفر را در خود جای دهد.
The cavernous basement was dark and musty.
پایگاه بزرگ و وسیع تاریک و نمناک بود.
The cavernous stomach growled with hunger.
شکم بزرگ و وسیع از گرسنگی غرغر میکرد.
The cavernous tunnel stretched far into the mountain.
تونل بزرگ و وسیع تا دوردست کوه امتداد داشت.
The cavernous cathedral was awe-inspiring in its grandeur.
کلیسای جامع بزرگ و وسیع با شکوه خود، شگفتانگیز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید