cavity-causing

[ایالات متحده]/[ˈkævɪtiː ˈkɔːzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkævɪtiː ˈkɔːzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث ایجاد یا مربوط به حفره‌ها (در دندان‌ها)؛ حاوی یا تولید کننده حفره‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

cavity-causing foods

غذاهای باعث ایجاد لکه

preventing cavity-causing

پیشگیری از عوامل باعث ایجاد لکه

cavity-causing drinks

نوشیدنی های باعث ایجاد لکه

highly cavity-causing

به شدت باعث ایجاد لکه

cavity-causing bacteria

باکتری های باعث ایجاد لکه

reducing cavity-causing

کاهش عوامل باعث ایجاد لکه

cavity-causing sugar

قند باعث ایجاد لکه

was cavity-causing

بود باعث ایجاد لکه

cavity-causing habits

عادت های باعث ایجاد لکه

cavity-causing snacks

میان وعدهای باعث ایجاد لکه

جملات نمونه

regular consumption of sugary drinks can lead to cavity-causing bacteria in the mouth.

مصرف مکرر نوشیدنی‌های شیرین می‌تواند باکتری‌های باعث ایجاد پوسیدگی را در دهان ایجاد کند.

parents should monitor their children's diets to avoid cavity-causing foods.

والدین باید رژیم غذایی فرزندان خود را نظارت کنند تا از غذاهای باعث ایجاد پوسیدگی پرهیز کنند.

fluoride toothpaste helps prevent cavity-causing plaque from forming on teeth.

ماهیت فلوراید در دندان‌پاک کردن باعث جلوگیری از تشکیل لایه‌های باعث ایجاد پوسیدگی روی دندان‌ها می‌شود.

poor oral hygiene can create an environment for cavity-causing germs to thrive.

عدم بهداشت دهان و دندان می‌تواند محیطی برای رشد باکتری‌های باعث ایجاد پوسیدگی فراهم کند.

frequent snacking on sticky candies increases the risk of cavity-causing sugar exposure.

چشپ‌خوری مکرر نان‌های چسبنده خطر افزایش مواجهه با شکر باعث ایجاد پوسیدگی را افزایش می‌دهد.

brushing after meals helps remove cavity-causing residue and protect enamel.

پس از وعده‌ی غذایی دندان‌پاک کردن باعث حذف باقی‌مانده‌های باعث ایجاد پوسیدگی و حفاظت لایه‌ی ناخنی دندان‌ها می‌شود.

the dentist recommended a fluoride rinse to combat cavity-causing acids.

دندان‌پزشک یک شست‌شوی فلوراید را توصیه کرد تا اسید‌های باعث ایجاد پوسیدگی را کنترل کند.

limiting sugary snacks is a key strategy in preventing cavity-causing damage.

محدود کردن چشپ‌های شیرین راهکار اصلی در جلوگیری از خسارت‌های باعث ایجاد پوسیدگی است.

regular dental checkups can identify and treat early signs of cavity-causing decay.

بازدید‌های منظم دندان‌پزشکی می‌تواند علائم اولیه‌ی فساد‌های باعث ایجاد پوسیدگی را تشخیص و درمان کند.

chewing sugar-free gum stimulates saliva, which helps neutralize cavity-causing acids.

چروند کردن چشپ‌های بدون شکر باعث ترشح بزاق می‌شود که اسید‌های باعث ایجاد پوسیدگی را خنثی می‌کند.

a balanced diet low in processed sugars reduces the likelihood of cavity-causing issues.

یک رژیم غذایی متعادل با کمترین میزان شکر پردازش شده احتمال ایجاد مشکلات باعث ایجاد پوسیدگی را کاهش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید