cavy

[ایالات متحده]/ˈkæv.iː/
[بریتانیا]/ˈkeɪ.vi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوندهای کوچک بومی آمریکای جنوبی که اغلب به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شود؛ حیوان آزمایشی که در تحقیقات پزشکی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعcavies

عبارات و ترکیب‌ها

pet cavy

حیوان خانگی کاوی

cavy care

مراقبت از کاوی

cavy food

غذاى کاوی

cavy habitat

زیستگاه کاوی

cavy breed

نژاد کاوی

cavy health

سلامتی کاوی

cavy grooming

آرايش کاوی

cavy sounds

صداهای کاوی

cavy toys

اسباب بازی کاوی

cavy adoption

يتيم‌گيري کاوی

جملات نمونه

cavies are popular pets for children.

سیاهپوشان، حیوانات خانگی محبوبی برای کودکان هستند.

she adopted a cavy from the animal shelter.

او یک خوکچه गिनी از سرپناه حیوانات به فرزندی پذیرفت.

cavies require a spacious cage to live in.

خوکچه‌های गिनी به یک قفس جادار برای زندگی نیاز دارند.

feeding a cavy fresh vegetables is important.

تغذیه با سبزیجات تازه برای یک خوکچه गिनी مهم است.

cavies are social animals and enjoy company.

خوکچه‌های गिनी حیواناتی اجتماعی هستند و از همراهی لذت می‌برند.

she learned how to care for her cavy properly.

او یاد گرفت که چگونه به درستی از خوکچه गिनी خود مراقبت کند.

cavies can live for several years with proper care.

خوکچه‌های गिनी می‌توانند با مراقبت مناسب برای چندین سال زندگی کنند.

they often keep multiple cavies to keep them happy.

آنها اغلب چندین خوکچه गिनी را برای خوشحال نگه داشتن آنها نگه می‌دارند.

cavies communicate with each other using sounds.

خوکچه‌های गिनी با استفاده از صداها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

she enjoys watching her cavy play in the yard.

او از تماشای بازی خوکچه गिनी خود در حیاط لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید