celery

[ایالات متحده]/'selərɪ/
[بریتانیا]/'sɛləri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سبزی سبز بلند که به طور معمول در پخت و پز و سالادها استفاده می‌شود.

جملات نمونه

crisp carrot and celery sticks.

چوب‌های ترد هویج و کرفس

Chop the celery and add it to the salad.

ساقه کرفس را خرد کرده و به سالاد اضافه کنید.

sweat the celery and onions with olive oil and seasoning.

ساقه کرفس و پیاز را با روغن زیتون و چاشنی تفت دهید.

lemon grass , Basil, mint, celery to the Vietnamese, many hyperchromic;

چمن لیمو، ریحان، نعناع، کرفس برای ویتنامی‌ها، هایپرکرومیک فراوان;

Butter Poached Lobster on a Butternut Squash/Sage Ravioli, Lobster Truffle Beurre Fondue, Celery Root &Apple Salad.

لاک‌پشت آب‌پز شده با کره روی راویولی کدو تنبل/آویشن، فوندو کره خرچنگ ترافل، سالاد ریشه کرفس و سیب.

Preparation works: Cabbage patch two, celery vinegar of 3 root, rice are half spoon, saccharic a few, salt a few.

مواد لازم: دو بوته کلم، سرکه کرفس از 3 ریشه، برنج نصف قاشق، کمی شکر، کمی نمک.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید