cementation

[ایالات متحده]/ˌsiːmen'teɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌsimɛn'teʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیوند، جامد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

cementation process

فرآیند سیمانی

cementation material

مواد سیمانی

جملات نمونه

The thin sand bed is composed of tight mixed type cementation facies and untight mixed type cementation facies.

بستر نازک شن از وجهه های سیمانی بافت شده با مخلوط تنگ و وجهه های سیمانی با مخلوط غیر تنگ تشکیل شده است.

The chemical treatment main method has the cementation, Azotize, infiltrates the metal.

روش اصلی درمان شیمیایی شامل سیمانی شدن، نیتروژنه کردن و نفوذ به فلز است.

The main causes resulting in this situation are intense compaction, pressure solution, cementation, filling, carbonatization and recrystallization, but...

علل اصلی ایجاد این وضعیت عبارتند از تراکم شدید، حلالیت تحت فشار، سیمانی شدن، پر کردن، کربناتاسیون و بازکریستالیزاسیون، اما...

In the second stage, the blood stasis owing to qi-stagnation, the cementation of phlegm and stasis, the liver-fire changed by conge...

در مرحله دوم، استاز خون ناشی از رکود چی، سیمانی شدن خلط و استاز، آتش کبد که با غلیظ شدن تغییر می کند...

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید