censed

[ایالات متحده]/sɛnst/
[بریتانیا]/sensd/

ترجمه

v. بخور سوزاندن به عنوان بخشی از یک آیین مذهبی. ; شکل گذشته participle از 'cense'.

عبارات و ترکیب‌ها

censed agreement

توافقنامه دارای مجوز

censed property

ملکیت دارای مجوز

censed activity

فعالیت دارای مجوز

censed business

کسب و کار دارای مجوز

censed individual

فرد دارای مجوز

censed operation

عملیات دارای مجوز

censed facility

امکانات دارای مجوز

censed service

خدمات دارای مجوز

censed organization

سازمان دارای مجوز

censed license

مجوز دارای مجوز

جملات نمونه

the priest censed the altar before the ceremony.

کشیش قبل از مراسم، محراب را تعمید داد.

during the service, the incense was censed around the congregation.

در طول مراسم، بخور در اطراف جمعیت تعمید داده شد.

the room was filled with the scent of censed herbs.

اتاق پر از عطر گیاهان معطر بود.

she censed the space to create a peaceful atmosphere.

او فضای مورد نظر را تعمید داد تا فضایی آرام ایجاد کند.

the aroma of censed flowers filled the air.

عطر گل‌های معطر هوا را پر کرد.

he censed the room to ward off negative energy.

او اتاق را تعمید داد تا از انرژی منفی جلوگیری کند.

at the temple, the monk censed the sacred texts.

در معبد، راهب متون مقدس را تعمید داد.

they censed the garden to invite good spirits.

آنها باغ را تعمید دادند تا ارواح خوب را به خود جذب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید