censed agreement
توافقنامه دارای مجوز
censed property
ملکیت دارای مجوز
censed activity
فعالیت دارای مجوز
censed business
کسب و کار دارای مجوز
censed individual
فرد دارای مجوز
censed operation
عملیات دارای مجوز
censed facility
امکانات دارای مجوز
censed service
خدمات دارای مجوز
censed organization
سازمان دارای مجوز
censed license
مجوز دارای مجوز
the priest censed the altar before the ceremony.
کشیش قبل از مراسم، محراب را تعمید داد.
during the service, the incense was censed around the congregation.
در طول مراسم، بخور در اطراف جمعیت تعمید داده شد.
the room was filled with the scent of censed herbs.
اتاق پر از عطر گیاهان معطر بود.
she censed the space to create a peaceful atmosphere.
او فضای مورد نظر را تعمید داد تا فضایی آرام ایجاد کند.
the aroma of censed flowers filled the air.
عطر گلهای معطر هوا را پر کرد.
he censed the room to ward off negative energy.
او اتاق را تعمید داد تا از انرژی منفی جلوگیری کند.
at the temple, the monk censed the sacred texts.
در معبد، راهب متون مقدس را تعمید داد.
they censed the garden to invite good spirits.
آنها باغ را تعمید دادند تا ارواح خوب را به خود جذب کنند.
censed agreement
توافقنامه دارای مجوز
censed property
ملکیت دارای مجوز
censed activity
فعالیت دارای مجوز
censed business
کسب و کار دارای مجوز
censed individual
فرد دارای مجوز
censed operation
عملیات دارای مجوز
censed facility
امکانات دارای مجوز
censed service
خدمات دارای مجوز
censed organization
سازمان دارای مجوز
censed license
مجوز دارای مجوز
the priest censed the altar before the ceremony.
کشیش قبل از مراسم، محراب را تعمید داد.
during the service, the incense was censed around the congregation.
در طول مراسم، بخور در اطراف جمعیت تعمید داده شد.
the room was filled with the scent of censed herbs.
اتاق پر از عطر گیاهان معطر بود.
she censed the space to create a peaceful atmosphere.
او فضای مورد نظر را تعمید داد تا فضایی آرام ایجاد کند.
the aroma of censed flowers filled the air.
عطر گلهای معطر هوا را پر کرد.
he censed the room to ward off negative energy.
او اتاق را تعمید داد تا از انرژی منفی جلوگیری کند.
at the temple, the monk censed the sacred texts.
در معبد، راهب متون مقدس را تعمید داد.
they censed the garden to invite good spirits.
آنها باغ را تعمید دادند تا ارواح خوب را به خود جذب کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید