censer

[ایالات متحده]/'sensə/
[بریتانیا]/ˈsɛnsɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی که برای سوزاندن بخور استفاده می‌شود تا عطر تولید کند.
Word Forms
جمعcensers

عبارات و ترکیب‌ها

fragrant censer

مُبَخَّر خوشبو

scented censer

مُبَخَّر معطّر

جملات نمونه

"Each of you take his firepan and put incense on it, and each of you bring his censer before the LORD, two hundred and fifty firepans;

هر یک از شما ظرف آتش‌دانی خود را بردارید و بخور بر آن بگذارید و هر یک ظرف نیشانی خود را در برابر خداوند بیاورید، دویست و پنجاه ظرف آتش‌دانی.

The priest swung the censer as part of the ritual.

کنسان توسط روحانی به عنوان بخشی از آیین انجام شد.

The censer emitted a fragrant aroma during the ceremony.

در طول مراسم، کنسان بوی خوشی منتشر کرد.

She cleansed the room with a smoking censer.

او اتاق را با کنسان دوده‌دار پاک کرد.

The censer was filled with aromatic incense.

کنسان با بخور خوشبو پر شد.

The censer hung from a chain in the church.

کنسان از یک زنجیر در کلیسا آویزان بود.

The censer was used to purify the air in the temple.

از کنسان برای تصفیه هوا در معبد استفاده شد.

She offered prayers while holding the censer.

او در حالی که کنسان را در دست داشت، دعا کرد.

The censer was made of brass and decorated with intricate patterns.

کنسان از برنج ساخته شده بود و با طرح های پیچیده تزئین شده بود.

The aroma from the censer filled the room with a sense of peace.

بوی خوش از کنسان اتاق را با حس آرامش پر کرد.

The censer is an essential part of many religious ceremonies.

کنسان بخش ضروری بسیاری از آیین های مذهبی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید