paying centavos
پرداخت سنتها
few centavos
چند سنت
lost centavos
سنتهای از دست رفته
saving centavos
ذخیره سنتها
spent centavos
سنتهای خرج شده
counting centavos
شمارش سنتها
offering centavos
ارائه سنتها
earning centavos
کسب سنتها
needed centavos
سنتهای مورد نیاز
some centavos
برخی سنتها
she carefully counted her centavos to see if she had enough for a small treat.
او با دقت سکههای خود را شمرد تا ببیند آیا برای یک مزه کوچک کافی دارد یا نه.
the street vendor accepted payment in small centavos and larger bills.
فروشنده خیابان پرداخت را به صورت سکههای کوچک و چکهای بزرگ قبول کرد.
he saved his centavos diligently, hoping to buy a bicycle eventually.
او با دقت سکههای خود را جمع کرد و امید داشت که در نهایت یک دوچرخه بخرد.
the piggy bank was overflowing with shiny, new centavos.
صندوق پر کردن پر از سکههای جدید و لامع بود.
the child proudly showed off the pile of centavos he had collected.
کودک با افتخار کیفیت سکههایی که جمع کرده بود را نشان داد.
the price of the mango was only a few centavos.
قیمت مانگو تنها چند سکه بود.
they exchanged dollars for a handful of philippine centavos.
آنها دلارها را با چند سکه فیلیپینی تبادل کردند.
the old woman offered him a sweet for a few centavos.
زن پیر یک شیرینی را به او با چند سکه ارائه کرد.
he dropped a few centavos into the donation box.
او چند سکه را در جعبه کمکهای خیریه ریخت.
the market stall displayed prices in both pesos and centavos.
دکمه بازار قیمتها را به صورت پسو و سکهها نمایش داد.
she tipped the shoeshine boy a few centavos for his service.
او برای خدمات او چند سکه به پسر پاک کننده پا داد.
paying centavos
پرداخت سنتها
few centavos
چند سنت
lost centavos
سنتهای از دست رفته
saving centavos
ذخیره سنتها
spent centavos
سنتهای خرج شده
counting centavos
شمارش سنتها
offering centavos
ارائه سنتها
earning centavos
کسب سنتها
needed centavos
سنتهای مورد نیاز
some centavos
برخی سنتها
she carefully counted her centavos to see if she had enough for a small treat.
او با دقت سکههای خود را شمرد تا ببیند آیا برای یک مزه کوچک کافی دارد یا نه.
the street vendor accepted payment in small centavos and larger bills.
فروشنده خیابان پرداخت را به صورت سکههای کوچک و چکهای بزرگ قبول کرد.
he saved his centavos diligently, hoping to buy a bicycle eventually.
او با دقت سکههای خود را جمع کرد و امید داشت که در نهایت یک دوچرخه بخرد.
the piggy bank was overflowing with shiny, new centavos.
صندوق پر کردن پر از سکههای جدید و لامع بود.
the child proudly showed off the pile of centavos he had collected.
کودک با افتخار کیفیت سکههایی که جمع کرده بود را نشان داد.
the price of the mango was only a few centavos.
قیمت مانگو تنها چند سکه بود.
they exchanged dollars for a handful of philippine centavos.
آنها دلارها را با چند سکه فیلیپینی تبادل کردند.
the old woman offered him a sweet for a few centavos.
زن پیر یک شیرینی را به او با چند سکه ارائه کرد.
he dropped a few centavos into the donation box.
او چند سکه را در جعبه کمکهای خیریه ریخت.
the market stall displayed prices in both pesos and centavos.
دکمه بازار قیمتها را به صورت پسو و سکهها نمایش داد.
she tipped the shoeshine boy a few centavos for his service.
او برای خدمات او چند سکه به پسر پاک کننده پا داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید