one centner
یک سنتنر
two centners
دو سنتنر
centner weight
وزن سنتنر
centner measurement
اندازه گیری سنتنر
centner scale
مقیاس سنتنر
centner value
ارزش سنتنر
centner unit
واحد سنتنر
centner capacity
ظرفیت سنتنر
centner conversion
تبدیل سنتنر
centner limit
حد سنتنر
the farmer sold a centner of potatoes at the market.
کشاورز یک سهنر پولک سیبزمینی در بازار فروخت.
we need to weigh the centner of wheat before shipping.
ما باید سهنر گندم را قبل از حمل بررسی کنیم.
the truck can carry up to five centners of cargo.
کامیون میتواند تا پنج سهنر بار را حمل کند.
he bought a centner of rice for the family.
او یک سهنر برنج برای خانواده خرید.
the factory produces a centner of steel daily.
کارخانه به طور روزانه یک سهنر فولاد تولید میکند.
they ordered a centner of flour for the bakery.
آنها یک سهنر آرد برای نانوایی سفارش دادند.
a centner of sugar is needed for the recipe.
برای دستور غذا به یک سهنر شکر نیاز است.
the shipment includes a centner of fresh vegetables.
بار محموله شامل یک سهنر سبزیجات تازه است.
he lifted a centner of weights during his training.
او در طول تمرین خود یک سهنر وزنه را بلند کرد.
they harvested a centner of apples from the orchard.
آنها یک سهنر سیب از باغ برداشتند.
one centner
یک سنتنر
two centners
دو سنتنر
centner weight
وزن سنتنر
centner measurement
اندازه گیری سنتنر
centner scale
مقیاس سنتنر
centner value
ارزش سنتنر
centner unit
واحد سنتنر
centner capacity
ظرفیت سنتنر
centner conversion
تبدیل سنتنر
centner limit
حد سنتنر
the farmer sold a centner of potatoes at the market.
کشاورز یک سهنر پولک سیبزمینی در بازار فروخت.
we need to weigh the centner of wheat before shipping.
ما باید سهنر گندم را قبل از حمل بررسی کنیم.
the truck can carry up to five centners of cargo.
کامیون میتواند تا پنج سهنر بار را حمل کند.
he bought a centner of rice for the family.
او یک سهنر برنج برای خانواده خرید.
the factory produces a centner of steel daily.
کارخانه به طور روزانه یک سهنر فولاد تولید میکند.
they ordered a centner of flour for the bakery.
آنها یک سهنر آرد برای نانوایی سفارش دادند.
a centner of sugar is needed for the recipe.
برای دستور غذا به یک سهنر شکر نیاز است.
the shipment includes a centner of fresh vegetables.
بار محموله شامل یک سهنر سبزیجات تازه است.
he lifted a centner of weights during his training.
او در طول تمرین خود یک سهنر وزنه را بلند کرد.
they harvested a centner of apples from the orchard.
آنها یک سهنر سیب از باغ برداشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید