centralizations

[ایالات متحده]/ˈsɛntrəl.aɪ.zeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌsɛn.trəl.aɪ.ˈzeɪ.ʃən.z/

ترجمه

n. روند متمرکز کردن قدرت یا اختیار در یک مکان یا مرجع مرکزی.

عبارات و ترکیب‌ها

data centralizations

مرکز داده‌ها

system centralizations

مرکز سیستم‌ها

resource centralizations

مرکز منابع

information centralizations

مرکز اطلاعات

service centralizations

مرکز خدمات

power centralizations

مرکز قدرت

authority centralizations

مرکز اختیارات

control centralizations

مرکز کنترل

finance centralizations

مرکز مالی

decision centralizations

مرکز تصمیم‌گیری

جملات نمونه

centralizations in management can improve efficiency.

تمرکز در مدیریت می‌تواند کارایی را بهبود بخشد.

many companies are moving towards centralizations of their operations.

بسیاری از شرکت‌ها در حال حرکت به سمت تمرکز عملیات خود هستند.

centralizations often lead to better decision-making processes.

تمرکز اغلب منجر به فرآیندهای تصمیم‌گیری بهتر می‌شود.

the centralizations of resources can reduce costs significantly.

تمرکز منابع می‌تواند هزینه‌ها را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

some argue that centralizations can stifle creativity.

برخی استدلال می‌کنند که تمرکز می‌تواند خلاقیت را سرکوب کند.

centralizations in data management enhance security.

تمرکز در مدیریت داده‌ها امنیت را افزایش می‌دهد.

effective centralizations require careful planning and execution.

تمرکز مؤثر نیازمند برنامه‌ریزی و اجرا دقیق است.

centralizations can streamline communication within an organization.

تمرکز می‌تواند ارتباطات درون سازمانی را ساده کند.

resistance to centralizations is common in decentralized systems.

مقاومت در برابر تمرکز در سیستم‌های غیرمتمرکز رایج است.

centralizations may improve customer service by unifying processes.

تمرکز ممکن است با متحد کردن فرآیندها، خدمات مشتری را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید