cfc

[ایالات متحده]/ˌsi: ef 'si:/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. کنترل آتش مرکزی; مجموعه کامل پنل‌های کنترل تجهیزات; طبقه‌بندی بار یکنواخت; مشاور مالی معتبر.
Word Forms
جمعcfcs

جملات نمونه

CFC is a popular fast-food chain in the Philippines.

CFC یک زنجیره غذای سریعی است که در فیلیپینها بسیار محبوب است.

Many people enjoy the crispy fried chicken from CFC.

بسیاری از مردم از مرغ سرخ شده ترد CFC لذت می برند.

CFC offers a variety of delicious meals.

CFC انواع غذاهای خوشمزه ارائه می دهد.

I always crave for CFC's signature gravy.

من همیشه برای سس مخصوص CFC هوس می کنم.

Let's order some CFC for dinner tonight!

بیایید امشب برای شام CFC سفارش دهیم!

CFC is known for its affordable prices.

CFC به دلیل قیمت های مقرون به صرفه اش شناخته شده است.

The CFC branch near my house is always busy.

شعبه CFC نزدیک خانه من همیشه شلوغ است.

I can't resist the tempting aroma of CFC's fried chicken.

من نمی توانم در برابر عطر وسوسه انگیز مرغ سرخ شده CFC مقاومت کنم.

CFC's delivery service is very efficient.

خدمات تحویل CFC بسیار کارآمد است.

CFC has become a favorite dining option for many families.

CFC به یک گزینه صرف غذا مورد علاقه بسیاری از خانواده ها تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید