fans

[US]/[fæn]/
[UK]/[fænz]/
Frequency: Very High

Translation

n. فردی که با شور و اشتیاق از یک تیم ورزشی، چهره‌ی مشهور یا چهره‌ی عمومی دیگر حمایت می‌کند؛ وسیله‌ای که برای ایجاد جریان هوا استفاده می‌شود؛ یک طرفدار یا شیفته.
v. هیجان‌زده یا برانگیختن؛ تهیه کردن با طرفداران؛ جذب کردن دنبال‌کنندگان.

Phrases & Collocations

fans cheering

هواداران تشویق می‌کنند

loyal fans

هواداران وفادار

fans gathered

هواداران جمع شدند

huge fans

هواداران بزرگ

fans wanted

هواداران خواستند

fans support

حمایت هواداران

fans reacted

هواداران واکنش نشان دادند

new fans

هواداران جدید

fans applauded

هواداران تشویق کردند

fans enjoyed

هواداران لذت بردند

Example Sentences

the team has a huge number of fans around the world.

تیم تعداد زیادی طرفدار در سراسر جهان دارد.

she's a massive fan of the singer and knows all her songs.

او طرفدار بزرگ خواننده است و همه آهنگ های او را می داند.

we're big fans of their new album; it's fantastic.

ما طرفداران زیادی از آلبوم جدید آنها هستیم؛ فوق العاده است.

the stadium was packed with enthusiastic fans.

استادیوم مملو از طرفداران پرشور بود.

he's a loyal fan who attends every game.

او طرفداری وفادار است که در هر مسابقه‌ای شرکت می‌کند.

the actor gained a dedicated following of fans online.

بازیگر توانست تعداد زیادی طرفدار را به صورت آنلاین به دست آورد.

the team's fans cheered loudly for their players.

طرفداران تیم برای بازیکنانشان با صدای بلند تشویق کردند.

she's a long-time fan of the basketball team.

او طرفدار قدیمی تیم بسکتبال است.

the band's social media is full of adoring fans.

شبکه های اجتماعی گروه پر از طرفداران شیفته است.

he became a fan after watching just one episode.

او پس از تماشای فقط یک قسمت به طرفدار تبدیل شد.

the artist appreciates the support from their fans.

هنرمند از حمایت طرفداران قدردانی می کند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now