chairback

[ایالات متحده]/ˈtʃeəbæk/
[بریتانیا]/ˈtʃerbæk/

ترجمه

n. پشت یک صندلی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

wooden chairback

پشت صندلی چوبی

broken chairback

پشت صندلی شکسته

wicker chairback

پشت صندلی سبد

curved chairback

پشت صندلی منحنی

upholstered chairback

پشت صندلی گوشه‌دار

the chairback broke

پشت صندلی شکست

carved chairback

پشت صندلی تراشیده

leather chairback

پشت صندلی چرمی

high chairback

پشت صندلی بلند

ladder chairback

پشت صندلی مانند پله

جملات نمونه

the chairback was too high for the child to reach.

پشت صندلی برای دسترسی کودک بسیار بالا بود.

she adjusted the chairback to a more comfortable angle.

او زاویه پشت صندلی را به یک زاویه راحت‌تر تنظیم کرد.

the wooden chairback had intricate carvings.

پشت صندلی چوبی دارای حکاکی‌های پیچیده بود.

he leaned against the chairback and sighed.

او به پشت صندلی گریزید و نفس کشید.

the chairback provided excellent lumbar support.

پشت صندلی حمایت لگنی عالی فراهم می‌کرد.

the broken chairback made the chair unsafe.

پشت صندلی شکسته شده باعث ناایمن بودن صندلی شد.

i prefer a chairback that curves slightly inward.

من یک پشت صندلی می‌خواهم که کمی به داخل منحنی باشد.

the chairback was upholstered in velvet.

پشت صندلی با پارچه گوشه‌ای پوشانده شده بود.

she rested her head against the chairback.

او سر خود را روی پشت صندلی گذاشت.

the chairback height is adjustable.

ارتفاع پشت صندلی قابل تنظیم است.

the chairback crashed down when it broke.

وقتی پشت صندلی شکست، به پایین افتاد.

he examined the chairback for any damage.

او پشت صندلی را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید