wooden chairback
پشت صندلی چوبی
broken chairback
پشت صندلی شکسته
wicker chairback
پشت صندلی سبد
curved chairback
پشت صندلی منحنی
upholstered chairback
پشت صندلی گوشهدار
the chairback broke
پشت صندلی شکست
carved chairback
پشت صندلی تراشیده
leather chairback
پشت صندلی چرمی
high chairback
پشت صندلی بلند
ladder chairback
پشت صندلی مانند پله
the chairback was too high for the child to reach.
پشت صندلی برای دسترسی کودک بسیار بالا بود.
she adjusted the chairback to a more comfortable angle.
او زاویه پشت صندلی را به یک زاویه راحتتر تنظیم کرد.
the wooden chairback had intricate carvings.
پشت صندلی چوبی دارای حکاکیهای پیچیده بود.
he leaned against the chairback and sighed.
او به پشت صندلی گریزید و نفس کشید.
the chairback provided excellent lumbar support.
پشت صندلی حمایت لگنی عالی فراهم میکرد.
the broken chairback made the chair unsafe.
پشت صندلی شکسته شده باعث ناایمن بودن صندلی شد.
i prefer a chairback that curves slightly inward.
من یک پشت صندلی میخواهم که کمی به داخل منحنی باشد.
the chairback was upholstered in velvet.
پشت صندلی با پارچه گوشهای پوشانده شده بود.
she rested her head against the chairback.
او سر خود را روی پشت صندلی گذاشت.
the chairback height is adjustable.
ارتفاع پشت صندلی قابل تنظیم است.
the chairback crashed down when it broke.
وقتی پشت صندلی شکست، به پایین افتاد.
he examined the chairback for any damage.
او پشت صندلی را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.
wooden chairback
پشت صندلی چوبی
broken chairback
پشت صندلی شکسته
wicker chairback
پشت صندلی سبد
curved chairback
پشت صندلی منحنی
upholstered chairback
پشت صندلی گوشهدار
the chairback broke
پشت صندلی شکست
carved chairback
پشت صندلی تراشیده
leather chairback
پشت صندلی چرمی
high chairback
پشت صندلی بلند
ladder chairback
پشت صندلی مانند پله
the chairback was too high for the child to reach.
پشت صندلی برای دسترسی کودک بسیار بالا بود.
she adjusted the chairback to a more comfortable angle.
او زاویه پشت صندلی را به یک زاویه راحتتر تنظیم کرد.
the wooden chairback had intricate carvings.
پشت صندلی چوبی دارای حکاکیهای پیچیده بود.
he leaned against the chairback and sighed.
او به پشت صندلی گریزید و نفس کشید.
the chairback provided excellent lumbar support.
پشت صندلی حمایت لگنی عالی فراهم میکرد.
the broken chairback made the chair unsafe.
پشت صندلی شکسته شده باعث ناایمن بودن صندلی شد.
i prefer a chairback that curves slightly inward.
من یک پشت صندلی میخواهم که کمی به داخل منحنی باشد.
the chairback was upholstered in velvet.
پشت صندلی با پارچه گوشهای پوشانده شده بود.
she rested her head against the chairback.
او سر خود را روی پشت صندلی گذاشت.
the chairback height is adjustable.
ارتفاع پشت صندلی قابل تنظیم است.
the chairback crashed down when it broke.
وقتی پشت صندلی شکست، به پایین افتاد.
he examined the chairback for any damage.
او پشت صندلی را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید