chalazion

[ایالات متحده]/ˌʃæləˈziːən/
[بریتانیا]/ˌʃæl əˈziːən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غده مسدود در پلک که باعث ایجاد یک برآمدگی دردناک می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

chalazion treatment

درمان خالیزيون

chalazion symptoms

علائم خالیزيون

chalazion removal

برداشتن خالیزيون

chalazion causes

علت خالیزيون

chalazion diagnosis

تشخيص خالیزيون

chalazion recurrence

عود خالیزيون

chalazion complications

عوارض خالیزيون

chalazion home remedy

درمان خانگی خالیزيون

chalazion prevention

جلوگیری از خالیزيون

chalazion inflammation

التهاب خالیزيون

جملات نمونه

she was diagnosed with a chalazion last week.

او هفته گذشته به وجود داشتن یک خالیزون تشخیص داده شد.

a chalazion can cause swelling on the eyelid.

یک خالیزون می تواند باعث تورم پلک شود.

it is important to avoid squeezing a chalazion.

از فشار دادن خالیزون اجتناس کنید.

warm compresses can help reduce a chalazion.

کمپرس گرم می تواند به کاهش خالیزون کمک کند.

she had to see a doctor for her chalazion.

او برای خالیزونش مجبور شد دکتر ببیند.

chalazions are often mistaken for styes.

خالیزون ها اغلب با دمل اشتباه گرفته می شوند.

they recommended surgery for her persistent chalazion.

آنها جراحی را برای خالیزون مداوم او توصیه کردند.

a chalazion can be uncomfortable but is usually harmless.

یک خالیزون می تواند ناراحت کننده باشد اما معمولاً بی ضرر است.

she used over-the-counter treatments for her chalazion.

او از درمان های بدون نسخه برای خالیزون خود استفاده کرد.

chalazions can occur in people of all ages.

خالیزون ها می تواند در افراد در هر سنی رخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید