chalazion treatment
درمان خالیزيون
chalazion symptoms
علائم خالیزيون
chalazion removal
برداشتن خالیزيون
chalazion causes
علت خالیزيون
chalazion diagnosis
تشخيص خالیزيون
chalazion recurrence
عود خالیزيون
chalazion complications
عوارض خالیزيون
chalazion home remedy
درمان خانگی خالیزيون
chalazion prevention
جلوگیری از خالیزيون
chalazion inflammation
التهاب خالیزيون
she was diagnosed with a chalazion last week.
او هفته گذشته به وجود داشتن یک خالیزون تشخیص داده شد.
a chalazion can cause swelling on the eyelid.
یک خالیزون می تواند باعث تورم پلک شود.
it is important to avoid squeezing a chalazion.
از فشار دادن خالیزون اجتناس کنید.
warm compresses can help reduce a chalazion.
کمپرس گرم می تواند به کاهش خالیزون کمک کند.
she had to see a doctor for her chalazion.
او برای خالیزونش مجبور شد دکتر ببیند.
chalazions are often mistaken for styes.
خالیزون ها اغلب با دمل اشتباه گرفته می شوند.
they recommended surgery for her persistent chalazion.
آنها جراحی را برای خالیزون مداوم او توصیه کردند.
a chalazion can be uncomfortable but is usually harmless.
یک خالیزون می تواند ناراحت کننده باشد اما معمولاً بی ضرر است.
she used over-the-counter treatments for her chalazion.
او از درمان های بدون نسخه برای خالیزون خود استفاده کرد.
chalazions can occur in people of all ages.
خالیزون ها می تواند در افراد در هر سنی رخ دهد.
chalazion treatment
درمان خالیزيون
chalazion symptoms
علائم خالیزيون
chalazion removal
برداشتن خالیزيون
chalazion causes
علت خالیزيون
chalazion diagnosis
تشخيص خالیزيون
chalazion recurrence
عود خالیزيون
chalazion complications
عوارض خالیزيون
chalazion home remedy
درمان خانگی خالیزيون
chalazion prevention
جلوگیری از خالیزيون
chalazion inflammation
التهاب خالیزيون
she was diagnosed with a chalazion last week.
او هفته گذشته به وجود داشتن یک خالیزون تشخیص داده شد.
a chalazion can cause swelling on the eyelid.
یک خالیزون می تواند باعث تورم پلک شود.
it is important to avoid squeezing a chalazion.
از فشار دادن خالیزون اجتناس کنید.
warm compresses can help reduce a chalazion.
کمپرس گرم می تواند به کاهش خالیزون کمک کند.
she had to see a doctor for her chalazion.
او برای خالیزونش مجبور شد دکتر ببیند.
chalazions are often mistaken for styes.
خالیزون ها اغلب با دمل اشتباه گرفته می شوند.
they recommended surgery for her persistent chalazion.
آنها جراحی را برای خالیزون مداوم او توصیه کردند.
a chalazion can be uncomfortable but is usually harmless.
یک خالیزون می تواند ناراحت کننده باشد اما معمولاً بی ضرر است.
she used over-the-counter treatments for her chalazion.
او از درمان های بدون نسخه برای خالیزون خود استفاده کرد.
chalazions can occur in people of all ages.
خالیزون ها می تواند در افراد در هر سنی رخ دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید