sty

[ایالات متحده]/staɪ/
[بریتانیا]/staɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طویله خوک; خانه فاحشه; خانه فساد
vi. در طویله خوک زندگی کردن; در خانه فاحشه اقامت داشتن
vt. در طویله خوک محبوس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pig sty

خارخون

sty treatment

درمان جوش پوستی

sty infection

عفونت جوش پوستی

sty removal

بیرون آوردن جوش پوستی

sty symptoms

علائم جوش پوستی

sty care

مراقبت از جوش پوستی

sty ointment

کمپرس جوش پوستی

sty pain

درد جوش پوستی

sty drainage

تخلیه جوش پوستی

sty compress

کمپرس برای جوش پوستی

جملات نمونه

my pig is living in a cozy sty.

گراز من در یک لانه دنج زندگی می‌کند.

the farmer cleaned out the sty this morning.

کشاورز امروز صبح لانه را تمیز کرد.

she built a new sty for her pet pigs.

او یک لانه جدید برای خوک‌های خانگی خود ساخت.

the sty was filled with straw for warmth.

لانه‌ای پر از کاه برای گرمایش وجود داشت.

after the rain, the sty became muddy.

بعد از باران، لانه گل آلود شد.

he often visits the sty to check on the pigs.

او اغلب برای بررسی وضعیت خوک‌ها از لانه بازدید می‌کند.

the sty needs to be repaired before winter.

لانه‌ قبل از زمستان باید تعمیر شود.

they feed the pigs in the sty every morning.

آنها هر روز صبح خوک‌ها را در لانه غذا می‌دهند.

the sty has a small door for easy access.

لانه‌ای یک درب کوچک برای دسترسی آسان دارد.

we could hear the pigs squealing from the sty.

ما می‌توانستیم صدای خوک‌ها را از لانه بشنویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید