chambray

[ایالات متحده]/ʃæmˈbreɪ/
[بریتانیا]/sham-bray/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پارچه پنبه‌ای سبک و بافت ساده که اغلب با یک بافت مایل ظریف است.
Word Forms
جمعchambrays

عبارات و ترکیب‌ها

chambray shirt

پیراهن شانبرا

chambray dress

لباس شانبرا

chambray jacket

ژاکت شانبرا

chambray fabric

پارچه شانبرا

chambray pants

شلوار شانبرا

chambray blouse

بلوز شانبرا

chambray skirt

دامن شانبرا

chambray overalls

دمی شانبرا

chambray shorts

شلوارک شانبرا

chambray accessories

لوازم جانبی شانبرا

جملات نمونه

she wore a chambray shirt to the picnic.

او یک پیراهن چمبره به پیک نیک پوشید.

the chambray fabric is perfect for summer outfits.

پارچه چمبره برای لباس‌های تابستانی عالی است.

he paired his chambray jeans with a white t-shirt.

او شلوار جین چمبره خود را با یک تی شرت سفید ست کرد.

chambray is a versatile material for casual wear.

چمبره یک ماده‌ی متنوع برای پوشیدن‌های غیررسمی است.

the chambray dress is both stylish and comfortable.

لباس چمبره هم شیک و هم راحت است.

she loves the softness of chambray against her skin.

او نرمی چمبره را روی پوستش دوست دارد.

chambray shirts are a staple in many wardrobes.

پیراهن‌های چمبره در بسیاری از کمدها یک عنصر اصلی هستند.

he wore a chambray jacket over his hoodie.

او یک ژاکت چمبره روی هودی خود پوشید.

chambray can be dressed up or down for any occasion.

می‌توان چمبره را برای هر مناسبتی شیک یا غیررسمی کرد.

i prefer chambray for my casual friday outfits.

من ترجیح می‌دهم برای لباس‌های غیررسمی روز جمعه‌ام از چمبره استفاده کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید